تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
علام حكم محكوميت تني چند از دانشجويان و دانش آموختگان دانشگاه زنجان، بهت و نگراني دانشجويان اين دانشگاه  وتمامي آزاديخواهان ايران را موجب شده است.

همزماني اعلام اين حكم با مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري و وقايع اخير، اين نكته را در ذهن تك تك ما تداعي كرده است كه گويا دست هاي پشت پرده اي از ترس عكس العمل وجدان بيدار جامعه و دانشگاه با قصد و نيتي از پيش تعيين شده سعي در پنهان سازي اين حكم داشته اند كه به گمان ما اين خود نيز گواه ديگري است دال بر براعت محكومين اين پرونده.

نگراني ديگر ما از آغاز دوباره ي رفتاري است كه با تمسك به ريسمان نخ نما شده ي پرونده سازي، تحت نام اقدام عليه امنيت ملي و تشويش اذهان عمومي به جريان انتقام گيري و كينه ورزي به ساحت دانشگاه و دانشجويان مبدل شود و كژ راهه ي ديگري را زمينه ساز.

اين بار روي سخن ما با مسئولين قضايي است، آقايان، اميد داشتيم كه به ما بگوييد وقايع سال گذشته ي دانشگاه زنجان تنها تخطي و تجاوز يك فرد بوده است كه پا را از حد خود فراتر گذاشته و حريم مطمئنه اي براي خود تصور كرده است.

اميد داشتيم كه بگوييد اين انحراف را به ياري دانشجويان اين دانشگاه به مسير اُولي خود برميگردانيد و نه با به زندان افكندن آنان.

اميد داشتيم كه بگوييد دستگاه قضا، با متظاهر به شريعتي كه بخواهد با سوءاستفاده از موقعيت خود، حقوق يك فرد را زير پا بگذارد، بدون هيچ تفاوتي برخورد خواهد كرد وجايگاه شاكي و متهم را تغيير نخواهد داد اما متاسفانه محكوميت ناجوانمردانه ي اين عزيزان باور ديگري را در ذهن ما رقم زده است.

از اين رو بار ديگرخاضعانه تقاضا داريم كه اجازه ندهيد اعتماد فرزندان اين خاك در پاي مطامع شخصي و يا جناحي گروهي خاص، با بي تدبيري و خودسري از بين برود، اميد داريم كه دادگاه تجديد نظر، آب رفته را به جوي اصلي بازگردانده و با اعلام برائت دوستانمان كه بر همگان واضح و مبرهن است، سعي در جبران خسارتهاي مالي و روحي وارده بر اين دوستان نمايد.


انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

+ لازم به ذکر است، دادگاه انقلاب زنجان، سورنا هاشمی، بهرام واحدی، پیام شکیبا، حسن جنیدی و آرش راییجی را هر کدام به یک سال و علیرضا فیروزی را به یک سال و چهار ماه زندان تعزیری محکوم کرده است.

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در شنبه سی و یکم مرداد 1388 ساعت 19:7 | لینک ثابت |

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان پس برگزاری جلسات متعدد با شورای عمومی این تشکل و سایر اقشار دانشجویی و همچنین تحلیل شرایط کنونی  کشور به این نتیجه رسید تا در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری به صورت مطالبه محور مشارکت داشته باشد و ضمن بیان مطالبات در هر زمینه کاندیدای نزدیک به آن مطالبات را(در صورت وجود ) به مردم معرفی کند.

 

تحریم یا مشارکت؟

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان بر خلاف کسانی که در این دوره از انتخابات بر موضع تحریم پا فشاری دارند تصمیم برای رای دادن و یا ندادن را تصمیمی می داند که هر شهروند ایرانی با سنجیدن شرایط برگزاری انتخابات و سلامت آن باید اتخاذ کند. در واقع برای ما بحث سلامت انتخابات بحثی بسیار مهم است و نباید در هر شرایط نابرابری رای داد زیرا این امر باعث گستاخی بیشتر اقتدارگرایان در عرصه انتخابات و تمامیت خواهی بیشتر آنان می شود. اما  اعتقاد داریم اگر حداقل امکان تغییر موثر در کشور با مشارکت در انتخابات امکان پذیر باشد باید از این فرصت بهره جست چرا که این روش بهتری از تحریم برای  مشروعیت زدایی از اقتدارگرایان است.ما اعتقاد داریم تحریم سال 84 نتایج خوبی داشت که مهمترین آنها پیامی بود که برای اصلاح طلبان فرستاده شد تا مردم را همواره به انتخاب بین بد و بدتر مجبور نسازند و سطح برنامه های خود را به مطالبات مردم نزدیک کنند. اما نتیجه بد آن تحریم مصیبتی بود برای کشور به نام احمدی نژاد.در این چهار سال سرکوب احمدی نژاد اگرچه نهاد های مدنی آموختند که چگونه  بدون حمایت دولت به حیات خود ادامه دهند اما چهار سال تازیانه های دولت نهم بر تن رنجور این نهادها آنان را بی رمق تر از گذشته کرده است و در صورت تحریمی دیگر و سر کار آمدن احمدی نژادی دیگر ممکن است حیات این نهادها با خطر جدی مواجه شود.

 

رویه مطالبه محور

با توجه به مطالبی که در رابطه با تحریم گفته شد و با توجه به این نکته که فعلا انتخاب باید از بین کاندیداهایی باشد که توانسته اند از سد شورای نگهبان بگذرند و همچنین با عنایت به این مسئله که تا دور نهم  ریاست جمهوری هیچ رئیس جمهوری برنامه دقیقی قبل از انتخابات ارائه نداده بود تصمیم گرفتیم به همراه سایر دانشجویان کشور دیدگاه مطالبه محور و برنامه خواه را دنبال کنیم زیرا اعتقاد داریم تنها در  صورت ارائه برنامه ای دقیق ، واقع گرایانه و شفاف  کاندیدا ی مورد نظر خواهد توانست اهداف اصلاح طلبانه را پیش ببرد .ضمنا مطالبه محوران هیچ گاه بازی انتخابات را نخواهند باخت زیرا حتی اگر کاندیدا ی موردنظرشان به هر دلیلی رای نیاورد آنها از فرصت انتخابات برای بیان مطالباتشان و انتقال آن به جامعه بهره جسته اند. و اعتقاد داریم کاندیدایی که برنامه های خود را به مطالبه محوران نزدیک تر کند و بستری برای فعالیت آنان فراهم کند در واقع برنده واقعی انتخابات است زیرا که در این مقطع بزرگترین خدمت را برای نیل به سوی دموکراسی انجام داده است.

 

 

چرا خاتمی از کروبی حمایت نکرد؟

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا خاتمی با اینکه برنامه های کروبی به تفکر اصلاح طلبی و عقاید ایشان نزدیکتر است و در مقابل بیست سال سکوت آقای میر حسین موسوی تلاش بیشتری برای پیشبرد اصلاحات و همچنین حمایت از جامعه مدنی در کشور نموده  از کروبی حمایت نکرد و بعد از ترفندی که در بطن ورود به انتخابات به همراه موسوی پیاده نمود، آمرانه به طرفداران خود دستور داد که از میر حسین موسوی حمایت کنند؟! جوابی که در رابطه با این عمل خاتمی به ذهنمان می رسد این است که ایشان می د انستند در صورت نشستن کروبی بر کرسی ریاست جمهوری   با تیم اقتصادی و مشاوران برجسته ای که در کنار خود جمع کرده و همچنین حمایت بخش گسترده ای از مردم ایران که حامی تغییر هستند  امکان دارد دولتی بسیار کارامدتر از دولت اصلاحات خاتمی ایجاد کند و آنوقت دیگر خاتمی  نماد اصلاحات نخواهد بود. سوال دیگری که مطرح است این است که خاتمی گویا جایگاه خود را به فراموشی سپرده است و او و طرفدارانش قصد دارند با عوامفریبی در مقابل دولت نا کارمد احمدی نژاد خود را سمبل اصلاحات معرفی کنند در حالی که در این چهار سال سکوت مشارکتی ها ، کروبی و تیم همراه وی در زمینه  اصلاح طلبی چه در گفتار و چه در عمل بسیار موفق تر بوده اند .(فقط کافیست بین جبهه دموکراسی خواهی که دکتر معین بعد از شکست در انتخابات 84 قصد راه اندازی اش را داشت و حزب اعتماد ملی کروبی مقایسه ای صورت می گیرد.)  گویا خاتمی به این زودی ضعف های دولتش  را به باد فراموشی سپرده است و فراموش کرده است که عملکرد دولت وی و تززل  شخصیتی او به هنگام تصمیم گیری ها باعث عدم رضایت مردم و سر بر آوردن احمدی نژاد شد. معلوم نیست خاتمی به چه پشتوانه ای اینچنین پدر خوانده وار مردم را از اصلاح طلبی نهی و به اصلاح طلبی اصولگرایانه یا به بیان بهتر اصولگرایی اصلاح طلبانه امر می کند؟

 

چرا موسوی نه ، کروبی آری

اگرچه کروبی کاندیدای ایده ال ما نیست اما دلایل ترجیح وی به میرحسین موسوی در ذیل آمده است:

- کروبی علاقه مند به خرد جمعی می باشد و اصرار به خود رای بودن ندارد که کوچکترین نمونه آن پذیرش طرح اقتصادی توزیع سهام نفت  دکتر نیلی بود.

-اگرچه درضمانت اجرایی شدن طرح اقتصادی کروبی به طور کامل هنوز نگرانی هایی وجود دارد اما بر این باوریم در صورت توانایی تیم اقتصادی وی جهت پیاده سازی این طرح وحدت ملی در کشور تقویت و خود کامگی دولت کم تر می شود وضمنا  وابستگی ملت به دولت کاهش می یابد. که این خود گام نخست برای حرکت به سوی دموکراسی است.

- کروبی مشاوران و تیم اقتصادی برجسته ای همراه خود دارد و اعتقاد دارد که رئیس جمهور باید برای اداره بهینه کشور در هر زمینه ای از متخصصان استفاده کند و در کار متخصصان دخالت نکند.

-کروبی بیانیه های متعددی صادر نموده و برای اولین بار یک رئیس جمهور اینچنین با جزئیات برنامه های خود را ارائه داده که نتیجه ساعت ها کار گروهی و خرد جمعی است. میان برنامه و شعار باید تفاوت قائل شد ، برنامه ، طرحی کارشناسی شده و دارای جزئیات است و شعار ، قولی است که لفظا بیان می شود و هیچ پشتوانه ای ندارد و بیشتر به کلی گویی و فرار از بیان جزئیات شباهت دارد . میر حسین موسوی تاکنون هیچ برنامه ای ارائه نداده است و اصول اقتصادی وی نیز شعارهایی است که مدینه فاضله ی هر انسان محسوب می شود و دچار کلی گویی است . باقی سخنان وی نیز با عبارات "قول می دهم" و "اعتقاد دارم" همراه است و ضمانت اجرایی برای آنها وجود ندارد و ایشان با وجود خلایی که در برنامه ریزی برای آینده دولت خویش دارد بیشترانرژی خود را صرف نقد دولت پیشین می کند.در آینده نیز اگر برنامه ای از سوی این کاندیدا مطرح شود ، پذیرفتن آن دشوار است چرا که این برنامه تنها در عرض 2 یا 3 ماه تدوین شده و فاقد اصول فکری و کارشناسی است و تضمینی برای عملی شدن آن وجود ندارد

- کروبی به فکر استفاده از احساسات مذهبی مردم نبوده در حالی که میر حسین موسوی مذهب را برای عوامفریبی برگزدیده است بطوریکه دستبند های سبز و پرچم های "یا زهرا" نماد وی شده اند و اکثر طرفدارانش به خاطر موج سبز به راه افتاده از سر احساسسات مذهبی یا به خاطر مد دنباله روی او هستند و حامیان آقای موسوی با این موج سبز به راه افتاده و همچنین قایم نمودن میر حسین موسوی پشت خاتمی قصد دارند نگذارند مردم و به خصوص جوانان میر حسین دهه شصت و میر حسین 88 را به خوبی بشناسند . بعد از سالیان سال تلاش برای حرکت در راستای جنبش اصلاحی اینک اصولگرایی با لباس اصلاح طلبی با رنگ سبز مردم را رنگ می کند و بجای عذرخواهی برای خفقان های دهه شصت و ارائه برنامه ای دقیق برای اداره کشور موج راه می اندازد.

-کروبی توانسته نظر مثبت بسیاری از روشنفکران ، دانشجویان ، صاحبنظران  و کلیه کسانی که برای نیل به سوی دموکراسی تلاش کرده اند را به خود جلب کند. حامیان کروبی همه از کسانی هستند که دلسوز شرایط کشورمان بوده اند و در این زمینه هزینه های زیادی داده اند.اشخاصی همچون  دكتر سروش، بابک احمدی ،عباس عبدي، ابطحي، زيدآبادي، عبدالله مومنی ،عمادالدين باقي، مهاجراني و كديور، ...

-نفوذ و پایگاه نسبتا خوبی در داخل نظام دارد و با قدرت بالای چانه زنی می تواند امکان تحقق حرکت اصلاحی از پایین به بالا را فراهم می آورد .

-از لحاظ شخصی انسانی نسبتا شجاع و مصصم در چهار چوب قانون  است و در مقابل تخطی از قانون  و اقتدار گرایی می ایستد که نمونه آن نامه هایش به جنتی ، فیروز ابادی و شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه کیهان ) است. همچنین وی با شجاعت تمام در دفاع از حقوق زندانیان جنبش دانشجوی ،زنان ، کارگران ، و سایر اقشار جامعه و همچنین از حق دانشجویان محروم از تحصیل حمایت کرده است.وقتی همه تخریب ها ، توهین ها و فشار ها را برای دفاع از حقوق ملت به جان می خرد  بعید است در مقام رئیس جمهور که دارای اختیارات بیشتر است دفاع از حقوق فعالان مدنی را فراموش کند.

-بر خلاف میر حسین موسوی کابینه اش یک دست اصلاح طلب هستند و این به خودی خود باعث ایجاد تنش واختلاف کمتر در اداره کشور می شود . و سنگ اندازی اصولگرایان در مسیر اصلاحات کمتر می شود .جالب است طرفداران میر حسین موسوی کابینه ائتلافی وی را عامل تنش کمتر می دانند در صورت که تنها دستاورد این کابینه ائتلافی از بین رفتن جامعه مدنی در این ائتلاف اصلاح طلبان حکومتی با تمامیت خواهان است.

ترکیب کاندیداها

ما حضور دو اصلاح طلب و دو اصولگرا در این انتخابات را باور نداریم و اعتقاد داریم در این انتخابات یک اصلاح طلب (مهدی کروبی ) و سه کاندیدای اصولگرا در صحنه حاضر هستند. که از این سه نفر آقای میر حسین موسوی برخی مواقع مواضع اصلاح طلبی اتخاذ می کند.  اصرار ایشان به بازگشت به اصول گذشته ،  اقداماتی مثل تشکیل شاخه بسیج در ستاد انتخاباتی اشان و به رسمیت شناختن حضور نظامیان در انتخابات بر خلاف قانون اساسی ،  پذیرفتن ریاست دانشگاه الزهرا توسط همسر ایشان (که از جمله مشاورانشان نیز هستند) که در واقع قبول تفکیک جنسیتی در دانشگاه کشور است ، انتخاب مشاوران از بین اصولگرایانی که تا به امروز در مقابل خواست اصلاح طلبی ملت ایستادگی کرده اند ، سابقه نخست وزیری ایشان در دهه شصت و آن دوران خفقان آور ، نداشتن برنامه ای دقیق و شفاف ، ایجاد موج سبز و عوامفریبی در بین مردم و سو استفاده از احساسات مذهبی آنان همه و همه ما را به این باور می رساند که ایشان نه اصلاح طلب بلکه اصوگرایی هستند که به اصلاح طلبان نزدیکند.

 

دوری از قدرت یا  حمایت از کاندیدا؟

متاسفانه برخی از دوستان معنای لزوم دور ماندن نهادهای مدنی از قدرت را بد تعبیر کرده بودند و برخی اقتدارگرایان نیز که مشتاق عدم مشارکت این نهادها ی مدنی و عدم تاثیر گذاری آنان در معادلات سیاسی کشور هستند به این امر دامن زده اند. در صورتی که با توجه به واقعیات فعلی جامعه ایران ورود انجمن های اسلامی و نهادهای مدنی به عرصه انتخابات البته با اولویت مطالباتشان هیچ منافاتی با استقلال این مجموعه ها ندارد و در واقع حمایت مطالبه محور آنان از احزاب و کاندیدا هایی که مطالبات آنان را می پذیرند باعث ایجاد رابطه بین این دو و برقراری توازن بین سطح مطالبات و برنامه های احزاب می شود و فضایی بوجود می آید تا در مسیر دموکراسی قدمی به جلو بگذاریم .مسلم بدون چنین رابطه دو طرفه نهادهای مدنی با احزاب بر مبنای منافع اشان چنین فضایی در جامعه بوجود نخواهد آمد. اما به محض نشستن رئیس جمهور بعدی بر کرسی ریاست جمهوری ،  ایشان لحظه ای از زیر ذره بین تیز بین انجمن های اسلامی خارج نخواهند شد و همچون گذشته به نقد و حتی در صورت لزوم حمایت منصفانه خواهیم پرداخت.

سخن آخر

در پایان از تمامی دانشجویان و ملت ایران می خواهیم در صورتی که حداقل شرایط لازم برای تغییررا مشاهده می نمایند با هر عقیده ای که دارند با  مشارکت خود و ترغیب دیگران به مشارکت مانع از بر گزیده شدن احمدی نژاد شوند زیرا اعتقاد داریم رای ندادن در این دوره از انتخابات در واقع نوعی رای دادن به باقی ماندن احمدی نژاد در راس قوه مجریه است.

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

 

 

 ن

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388 ساعت 16:4 | لینک ثابت |

بیش از ۵۰ انجمن اسلامی دانشگاه های سراسر کشور ضمن اعتراض شدید به سرکوب های اخیر در دانشگاه های کشور، از جمله دانشگاه علوم پزشکی شیراز، تربیت معلم تبریز، همدان، شیراز و… حمایت قاطع خود را از دفتر تحکیم وحدت اعلام نمودند. وزارت علوم و وزارت بهداشت با فشارهای بی سابقه در صدد هستند که انجمن های اسلامی را مجبور کنند دست از حمایت از اتحادیه انجمن های اسلامی (دفتر تحکیم وحدت) بکشند.

اتخاذ موضعی واحد توسط بیش از ۵۰ انجمن اسلامی در چندین سال اخیر بی سابقه است. جالب آن که نام و امضای انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های شهرکرد و شهیدچمران اهواز نیز در پای این بیانیه دیده می شود. هفته گذشته خبرگزاری فارس مدعی شده بود این دو انجمن اسلامی از دفتر تحکیم وحدت خارج شده اند.. متن بیانیه به شرح زیر است:

سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم‌، ‌ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم‌

چو گلدان خالی لب پنجره‌، پر از خاطرات ترک خورده‌ایم‌

در حالی که فشارها از هر سو بر نهادهای مدنی در حال فزونی است، مانند همیشه در چندین سال اخیر، این تشکل های منتقد دانشجویی هستند که آماج تیر بلا قرار گرفته اند.. در روند برخورد با انجمن های اسلامی، مسئولین انتصابی دانشگاه علوم پزشکی شیراز با زیر پا گذاشتن کلیه اصول مصرح قانونی و اخلاقی انجمن اسلامی دانشکده پزشکی را یک شبه به تعدادی انگشت شمار که همراه با مدیریت دانشگاه و دولت بودند، سپردند. همچنین مسئولین دانشگاه تربیت معلم تبریز نیز در اقدامی خلاف قانون با حمله به دفتر انجمن اسلامی این دانشگاه اقدام به ضبط اموال این انجمن نموده اند. انجمن اسلامی خواجه نصیر نیز در شرایط فعلی تحت فشارهای فراوان و مشابهی قرار دارد. همچنین سیر برخورد در دیگر دانشگاه ها نیز در این مدت شدت یافته است. تنها در یک ماه گذشته و هم زمان با شروع تعطیلی دانشگاه ها نزدیک به ۱۵۰ نفر از دانشجویان به کمیته های انضباطی احضار شده اند، مجموعا ۴۰ ترم محرومیت از تحصیل برای دانشجویان صادر شده است، ۱۱ نشریه دانشجویی توقیف شده اند، در مجموع ۷ سال حبس برای فعالین دانشجویی توسط محاکم قضایی صادر شده و ۴ نفر از اساتید دانشگاه ها به صورت اجباری بازنشسته شده اند. در نهایت نیز شاهد صدور حکم حبس تعزیزی به صورت غیابی برای علی نیکونسبتی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، به علت اعتراض به تعرض برخی از مسئولان به دختران دانشجو و ستاره دار شدن دانشجویان هستیم.

در همین راستا از ابتدای سال تحصیلی جاری و پس از ناامیدی اصحاب قدرت از خاموش کردن شعله پرفروغ جنبش دانشجویی از طریق برخوردهای قهری و بازداشت های سریالی، این بار شیوه ای جدید از برخود با دانشجویان، با همکاری رسانه های همسو با دولت آغاز شد و اقتدارگرایان این بار شیوه جنگ مجازی و رسانه ای را برگزیدند.. با توجه به محدودیت گسترده رسانه های مستقل در داخل ایران پیش بینی آن ها این بود این جنگ رسانه ای به ضرر دانشجویان تمام خواهد شد. در همین زمینه دیگر نهادهای دولت هم به یاری این بازی شتافته و با تعطیلی روزنامه کارگزاران و فشار روزافزون بر اندک رسانه های مستقل باقی مانده به صورت جدی مانع از این شدند که صدای حق خواهی دانشجویان به گوش مردم برسد. تا اصحاب قدرت با سوء استفاده از بی پناهی رسانه ای به وجود آمده، بغض ها و کینه های انباشته شده و فروخفته خود از دانشجویان در طول سه سال و نیم گذشته را با خیالی آسوده بر سر آن ها خالی کنند. همان گونه که در حکم صادره برای مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت آمده است، به نظر می رسد مواضع روشنگرانه اتحادیه انجمن های اسلامی در خصوص دانشجویان ستاره دار، اعمال منافی عفت برخی از مسئولین انتصابی در دانشگاه ها و… دلیلی بر فشارهای وارده بر این اتحادیه است.

فشارها بر جنبش دانشجویی در ماه های گذشته به اوج خودت در چند سال اخیر رسیده است. دولت حقوق مسلم دانشجویان، از جمله حق تحصیل، حق داشتن تشکل های مستقل، حق فعالیت آزاد و منتقدانه در دانشگاه و… را به گروگان گرفته است تا دانشجویان را به انقیاد، تبعیت محض و حتی مجیزگویی دولت وادارد. انجمن های اسلامی دانشجویان امروز در کلیه دانشگاه ها تحت فشارند که یا به آرمان های بلند و یاران شجاع خود پشت کنند و با حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر در به دار آویختن حلاج حقگوی جنبش دانشجویی همراهی کنند یا این که تشکل آزادیخواه خود را به خوان یغمای دولت بسپارند. اما کیست که نداند پس از جدا شدن هر رود از دریای بی کران جنبش دانشجویی به راحتی می توان مقابل آن سدی به بلندای جاهلیت، سرکوبگری و بی اخلاقی بنا کرد و از پیش رفتن این چشمه های زلال جلوگیری کرد.

انجمن های اسلامی دانشجویان امضاکننده این نامه ضمن اعتراض شدید به روند در پیش گرفته شده توسط وزارت علوم و وزارت بهداشت در فشار بر مدیران دانشگاه ها برای محدودیت هر چه بیشتر تشکل های دانشجویی، پشت کردن به کلیت جنبش دانشجویی ایران را خیالی باطل و زاییده توهم اقتدارگرایان می دانند. ما به هیچ عنوان دفتر تحکیم وحدت ساخته و پرداخته دست دولت را نمی پذیریم و همچنان اتحادیه اصیل، آزادیخواه و مستقل انجمن های اسلامی دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) را به رسمیت می شناسیم، حتی اگر این انجمن ها و این اتحادیه از سوی دولت به رسمیت شناخته نشوند. به وزارت علوم و وزارت بهداشت نیز توصیه می کنیم به جای آن که از یک طیف جعلی و ساخته دست خود حمایت کنند، بهتر است این حق را برای انجمن های اسلامی قایل شوند که آن ها خود اتحادیه متبوعشان را تعیین کنند، همان گونه که در سال ۱۳۸۱ با نظرسنجی که انجام شد انجمن ها حمایت قاطع خود را از طیف واقعی دفتر تحکیم وحدت اعلام کردند.

در پایان از وزارت علوم و وزارت بهداشت درخواست می کنیم طبق قوانین دانشگاهی و آیین نامه تشکل های دانشجویی به شکایت دفتر تحکیم وحدت رسیدگی کنند. همچنین از مراجع قضایی می خواهیم به شکایت این اتحادیه نسبت به تخلف هیئت نظارت وزارتین در صدور اطلاعیه ای بر خلاف آیین نامه تشکل های دانشجویی در اسرع وقت رسیدگی نمایند.

‌اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم‌، ‌اگر خون دل بود ما خورده‌ایم‌

اگر دل دلیل است آورده‌ایم‌، اگر داغ شرط است ما برده‌ایم‌ ‌

اگر دشنه دشمنان گردنیم، ‌اگر خنجر دوستان گُرده‌ایم

‌گواهی بخواهید اینک گواه‌: ‌همین زخمهایی که نشمرده‌ایم‌

۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر

۲- انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران

۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی

۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر

۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران

۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم اقتصادی

۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد-واحد کرج

۸- کانون دانشجویان مسلمان دانشگاه آزاد-تهران مرکز

۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شیراز

۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز

۱۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی باهنر شیراز

۱۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شاهرود

۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم سبزوار

۱۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان

۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سهند تبریز

۱۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز

۱۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیه

۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان

۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد

۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان

۲۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان

۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان

۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل

۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران

۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان

۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اصفهان

۲۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مهاجر اصفهان

۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهیدرجایی

۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز

۳۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان

۳۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد

۳۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه باهنر کرمان

۳۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ایلام

۳۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

۳۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه

۳۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده مهندسی نفت شهیدتندگویان آبادان

۳۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رامین اهواز

۳۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهیدچمران اهواز

۴۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان

۴۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان

۴۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد

۴۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک

۴۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بیرجند

۴۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان

۴۶- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان

۴۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان

۴۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان

۴۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شریف

۵۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ساری

۵۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در شنبه دوازدهم بهمن 1387 ساعت 16:21 | لینک ثابت |


خبرنامه امیرکبیر: نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت در روزهای سه شنبه و چهارشنبه، ۱۴ و ۱۵ آبان ماه، در تهران با حضور نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاه های تهران و شهرستان ها برگزار شد.

 

انجمن های اسلامی دانشگاه های شریف و کردستان پیش از این درخواست برگزاری نشست دفتر تحکیم وحدت را به دانشگاه های خود داده و دفتر تحکیم نیز با ارسال نامه ای به وزارت علوم خواستار همکاری این وزارتخانه جهت برگزاری نشست خود شده بود. اما مخالفت چندین باره دانشگاه ها و عدم پاسخگویی وزارت علوم در این خصوص باعث شد که این نشست خارج از دانشگاه برگزار شود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در روز نخست نشست دفتر تحکیم وحدت ابتدا دکتر بابک احمدی، نویسنده و روشنفکر، و رضا علیجانی، فعال ملی مذهبی، پیرامون مسئله انتخابات ریاست جمهوری آینده سخنرانی کردند. بابک احمدی در سخنان خود ضمن ابراز نگرانی از وضعیت انحطاط اخلاقی جامعه، وضعیت فعلی را با دوران اصلاحات مقایسه کرد و گفت: «تجربه این سه سال به من اثبات می کند که کنار کشیدن، دامن تر نشدن و از نظر اخلاقی خود را موجه جلوه دادن می تواند منجر به خطراتی بشود. ما برای این که این انتخابات را دموکراتیزه کنیم باید در آن شرکت کنیم.» احمدی در ادامه گفت: «اصلاح طلبان می بایست در فاصله این سه سال یک برنامه مدون و نسبتا دقیق برای اقشار مختلف جامعه ارائه می کردند و بعد وارد انتخابات می شدند. الان به اینجا نرسیدیم و این یکی از همان نقاط کمبود جامعه دموکراتیک ماست که به تدریج رفع خواهد شد. آمدن آقای خاتمی به شرطی که حرف های بهتری بزند و برنامه دقیق تری بدهد و پای آن بایستد، خواست های اصلی ملت را بگوید و روی آن ها پافشاری کند، مطلوب است. ما در این سه سال در یک چاه گیر کردیم و اولین گام این است که از این چاه بیرون بیاییم.»

 

در ادامه رضا علیجانی در سخنان خود با اشاره به تنوع تحلیلی موجود در مورد قضیه انتخابات گفت: «یک تحلیل می گوید راه اصلاحات همچنان باز است و تنها راه را انتخابات و شرکت در انتخابات می داند و تحلیلی که می گوید اصلاحات تا اطلاع ثانوی و تا وقتی هسته های سخت قدرت تصمیم نگرفته اند که فضا را باز کنند، امکان پذیر نیست و انتخابات در این شرایط به سرانجامی نمی رسد. این تنوع در میان دانشجویان هم ممکن است وجود داشته باشند که اید مراقب باشید این تنوع منجر به تشتت و چندپارگی آن ها نشود. برای جمع کردن این تنوع تحلیلی باید یک مخرج مشترک از آن ها گرفت.» علیجانی در ادامه افزود: «جنبش دانشجویی می تواند یک جنبش پرسشگر باشد. جریانی که می تواند عقاید و دیدگاه های مختلف را با هم تلاقی دهد. جنبش دانشجویی همچنین باید مطالبات خود را از رئیس جمهور مشخص کند. مطالبات مطرح شده هم لزومی ندارد طوری تنظیم شود که کلیه مبانی و مشکلات رسیدن به دموکراسی را در بر بگیرد.» این فعال سیاسی در ادامه به نقد کاندیداها و طرح های مختلفی که از طرف گروه های اصلاح طلب و تحولخواه در فضای انتخابات مطرح شده پرداخت.

 

در ادامه نشست دفتر تحکیم وحدت در روز نخست تریبون آزادی با شرکت دانشجویان دانشگاه ها برگزار شد و نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاه ها نظرات خود را در خصوص مسایل مختلف ابراز داشتند. روز دوم نشست با حضور و سخنرانی دکتر حاتم قادری، روشنفکر و استاد دانشگاه، آغاز شد. قادری از میان سر دادن شعارهای رادیکال و جلوتر از جامعه، مقاومت منفی مدنی و مشارکت انتقادی مثبت، مشارکت انتقادی مثبت را برای شرایط حال حاضر جنبش دانشجویی عملی تر دانست. قادری در پایان گفت: «می توانید با کاندیداها وارد گفت و گوی انتقادی شوید. نیاز نیست با گفت و گویی که انجام می دهید جذب آن ها شوید یا احساس کنید که آن ها کاندیداهای مطلوبی هستند. از آندره ژید پرسیدند مهم ترین شاعر سده های اخیر فرانسه کیست. پاسخ داد ویکتورهوگو، افسوس! شما می توانید این افسوس را نسبت به کاندیداهای مطلوب خودتان داشته باشید. یعنی معنایش این است که شما در یک سطحی از یک نفر دارید حمایت انتقادی به عمل می آورید، ولی او هیچ گاه مرزهای شما را نمایندگی نمی کند. شما به جای گریز به جلو باید به دنبال ارتقاء دایم این فضاها باشید. ممکن است برای آن کاندیدا واژه افسوس شما برخورنده باشد. ولی این نباید برای شما مهم باشد. شما باید از نوعی جرات، جسارت و تندوتیزی دانشجویی خودتان استفاده کنید. بدیهی است که تندوتیزی نباید به ماجراجویی و فرقه گرایی و گریز به جلو ختم شود.»

 

پس از آن احمد زیدآبادی، نویسنده و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ادوار تحکیم، به سخنرانی پرداخت. زیدآبادی نیز با انتقاد از برهوت اخلاقی که جامعه دچار آن شده خواستار یک تحرک اجتماعی، ولو توده وار، جهت دوباره زنده کردن اخلاقیات فراموش شده، شد. احمد زیدآبادی ضمن دفاع از طرح کاندیداتوری عبدالله نوری گفت: «آن چه ما در مورد آقای نوری گفتیم یک طرح است و نه یک استراتژی که من بخواهم تمام اجزایش را برای شما مطرح کنم. بحث انتخابات هم که مطرح می شود خواه ناخواه باید چهره ای وجود داشته باشد. شما عالی ترین استراتژی را با یک آدم ضعیف نمی توانید پیش ببرید. این چهره ها به مثابه سمبل هایی هستند که شما جهت گیری تان را با کمک آن ها روشن می کنید. کاندیدا شدن و تایید صلاحیت آقای نوری هیچ گونه امتناع منطقی ندارد. ممکن است امتناع استراتژیک داشته باشد. من حس می کنم که اقتصاد ایران به نقطه ای می رود که آقایان این خوشباوری که نسبت به خودشان دارند را سال آینده از دست می دهند. شما یک کاندیدایی معرفی می کنید، تایید شد فبها، نشد منظور اصلی ما ایجاد یک نیروی قوی در سطح جامعه است که بتواند روی تحولات بعدی اثرگذار باشد.»

 

آخرین سخنران نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت مصطفی تاج زاده، عضو جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، بود. تاج زاده در بخش نخست سخنان خود از دفتر تحکیم وحدت خواست مطالبات دانشگاه را از حاکمیت تدوین نماید. این فعال سیاسی در بخش دوم سخنان خود از کاندیداتوری محمد خاتمی حمایت کرد و گفت: «اگر آقای خاتمی بیاید این طرف طیف که می شود آقای نوری حتما می گوید که به احترام ایشان در انتخابات شرکت نمی کنم. آن طرف طیف هم همه اصلاح طلبان می گویند به احترام آقای خاتمی در انتخابات شرکت نمی کنیم. چون آقای خاتمی برآیند اصلاح طلبان است نه سقف مطالبات آن ها. حتی دیدیم تا به حال گفته اند پارلمان اصلاحات، برخی گفته اند پارلمانی از مدیران سی سال گذشته درست کنیم، گفته اند حکمیت بگذاریم، برخی گفته اند نظرسنجی برگزار کنیم. ما گفتیم خاتمی چهره ای است که هر کدام از این مکانیزم ها را بگذاریم خروجی اش می شود خود او، لذا احساس کردیم او بهترین گزینه در شرایط فعلی است.»

 

در بعدازظهر روز دوم نشست دفتر تحکیم وحدت، برخی مسایل تشکیلاتی در دستور کار قرار گرفت. در حالی که نشست در بعدازظهر روز دوم با حضور ۴۱ حق رای به رسمیت رسیده بود، وضعیت عضویت بعضی از انجمن های اسلامی مورد بررسی قرار گرفت. در این جلسه با تصویب شورای عمومی، انجمن های اسلامی دانشگاه های کاشان و بیرجند که پیش از عضو ناظر دفتر تحکیم بودند، به عضو دارای حق رای تبدیل شدند. همچنین با تصویب شورای عمومی مقرر شد با توجه به جدا شدن دانشگاه نوشیروانی بابل از دانشگاه مازندران، حق رای این دو دانشگاه از یکدیگر تفکیک شود. علاوه بر این به درخواست انجمن های اسلامی دانشگاه رامین اهواز و آزاد تهران به منظور عضویت در دفتر تحکیم وحدت رسیدگی شد و این دو انجمن عضو ناظر دفتر تحکیم وحدت شدند.

 

در حاشیه این نشست دو روزه نمایشگاه کتابی توسط واحد آموزش و تحقیقات دفتر تحکیم برگزار شد. واحد آموزش و تحقیقات همچنین سی دی جهت آموزش ارتباط مجازی جهت بالا بردن سطح ارتباطات تشکیلاتی مجموعه به صورت مجازی بین انجمن های حاضر توزیع کرد. در حاشیه نشست دیگر واحدهای دفتر تحکیم نیز اقدام به عضوگیری از میان انجمن های مختلف نمودند و برنامه های آتی خود را تببین کردند. فرم های نظرسنجی واحد تشکیلات و کمیسیون زنان، فرم جمع آوری امضای شورای حق تحصیل و بروشور کمیسیون زنان در اعتراض به طرح بومی سازی جنسیتی مجلس نیز در نشست میان شرکت کنندگان توزیع شد. علاوه بر این اولین شماره از نشریه داخلی دفتر تحکیم و کمیسیون زنان تحکیم توزیع شد. برخی از انجمن ها نیز اقدام به توزیع نشریات خود در نشست کردند. در پایان محورهای قطعنامه پایانی نشست به پیشنهاد ۵ انجمن در دستور کار قرار گرفت و به تصویب شورای عمومی رسید.

 

مشروح سخنرانی بابک احمدی را اینجا ببینید.

مشروح سخنرانی رضا علیجانی را اینجا ببینید.

مشروح سخنرانی حاتم قادری را اینجا ببینید.

مشروح سخنرانی احمد زیدآبادی را اینجا ببینید.

مشروح سخنرانی مصطفی تاج زاده را اینجا ببینید.

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 ساعت 18:50 | لینک ثابت |

خبرنامه امیرکبیر: در پی بازداشت گسترده دانشجویان در یک ماه گذشته، روز چهارشنبه، ۹ مردادماه، هم زمان با عید مبعث مراسمی با حضور جمع کثیری از فعالین سیاسی، زنان، دانشجویان، روشنفکران و… در منزل محمد هاشمی، دبیر تشکیلات در بند دفتر تحکیم وحدت، برگزار شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ابتدای این مراسم عباس حکیم زاده، مجری این برنامه، ضمن خوش آمد گویی به کلیه میهمانان با قرائت قطعه شعری به سالگرد فوت اکبر محمدی، از زندانیان فاجعه کوی دانشگاه تهران که دو سال پیش در اثر اعتصاب غذا در زندان جان سپرد، اشاره کرد و گفت: «یاد و خاطره عزت الله ابراهیم نژاد، اکبر محمدی و کلیه دانشجویانی که در آن حادثه به زندان افتادند و هزینه های گزافی پرداخت کردند گرامی می داریم.»

مهدی عربشاهی: حاکمیت در تابستان هر سال از فعالین دانشجویی انتقام می گیرد

در ابتدا مهدی عربشاهی، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت، با اشاره به بازداشت گسترده دانشجویان در تابستان های هر سال، پس از حادثه کوی دانشگاه در سال ۷۸، گفت: «در این چند سال دانشجویان تابستان های گرم و سختی را پشت سر گذاشتند. دانشجویانی که در طول سال تحصیلی خواب حاکمیت اقتدارگرا را آشفته می سازند در تابستان و در زمان تعطیلی دانشگاه ها بازداشت می شوند و از آن ها انتقام گرفته می شود. که در این میان می توان به دانشجویان بازداشت شده در مشهد، زنجان، تبریز، تهران و… اشاره کرد.»

عربشاهی در ادامه ضمن تجلیل از ایستادگی و مقاومت خانواده فعالین دانشجویی اظهار داشت: «برای فعالین دانشجویی، همراهی خانواده هایشان، یک پشتوانه قوی است. در این میان خانواده محمد هاشمی بیش از همه از فعالیت های وی حمایت و پشتیبانی می کنند و همین مسئله باعث شده که در سال های اخیر منزل محمد هاشمی برای فعالین دانشجویی به عنوان یکی از مکان های دور هم جمع شدن تبدیل شده است. محمد هاشمی با فعالیت های خود دفتر تحکیم را به جایگاهی رساند که شایسته تجلیل باشد. بهاره هدایت هم دو جریان دانشجویی و زنان بود و حاکمیت معمولا روی افرادی که می توانند جریان های مختلف را به هم پیوند بدهند بسیار حساس است.»

بابک احمدی: ما راهی جز ادامه فعالیت های آزادیخواهانه نداریم

بابک احمدی، نویسنده و روشنفکر، به عنوان دومین سخنران در این مراسم به بازداشت های دانشجویی در سال گذشته و حضور فعالین سیاسی و مدنی در منزل عبدالله مومنی اشاره کرد و گفت: «سال گذشته مثل امسال با حضور در آن مراسم به این فکر بودیم که چه تعداد از دانشجویان را می توانیم آزاد کنیم، پس چنین فعالیت هایی آزادی خواهی است و این مبارزه ادامه دارد. نابخردی حاکمیت در این است که با کسانی که حتی شعار سرنگونی هم نمی دهند تا این اندازه خشن برخورد می کند. چرا با آدم هایی که اسلحه در دست ندارند و تنها به دنبال دموکراسی و حقوق بشر هستند این گونه برخورد می کنند؟! دولت های مدرن دو نکته را در عملکردهایشان لحاظ می کنند: ۱- عقلانی رفتار کردن و ۲- رعایت شکلی از اخلاق حکومت و سیاست که حقوق شهروندان را بسط می دهد.»

احمدی در ادامه با بیان این که ایران از زمان مشروطه تاکنون با استبداد رو به رو بوده است، افزود: «تنها در دوره مصدق و دوره دوم اصلاحات تا حدی این گونه نبود. دولت اصلاحات، با تمام انتقاداتی که به آن وارد است، می خواست خصلت مدرن بودن را رعایت کند. من اطمینان دارم که راه آینده جامعه ایران دموکراتیک خواهد بود. اما در سه سال گذشته مطلقا دو خصلت فوق را رعایت نکردند. یکی از شرایط عقلانیت وفاداری به حقیقت است که این گونه نبوده است. این دولت حقوقی را از آدم ها سلب می کند که مردم در زندگی خود آن حقوق را پذیرفته اند. وقتی سهمیه بندی جنسیتی را اعمال می کنند نشان می دهد حقوقی که مردم از آن خود می دانند را رعایت نمی کنند. اما راهی جز مبارزه نیست. منتهی مبارزه در شرایطی می توان ادامه داد که صرفا مرثیه خوان نباشیم.»


ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در جمعه یازدهم مرداد 1387 ساعت 13:53 | لینک ثابت |

ali nikoonesbati

سرانجام شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران، علی نیکونسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را که به اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت شده بود مجرم شناخت و به ۵ ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم نمود. جالب آنکه حکم فوق به دلیل عدم سوء پیشینه مانند بسیاری از پروندهای دیگر تعلیق نمی شود و به جزای نقدی بدل می شود! اما بازداشت در زمان انقضای حکم جلب و تداوم آن به اصرار وزارت اطلاعات و عدم ارائه گزارش به پازپرس از روند بازجویی ها و اسناد دیگر که تمامی آنها در پرونده نیکونسبتی موجود است، حکایت از دلایل دیگری در مورد بازداشت و محاکمه وی و علی عزیزی دیگر عضو دفتر تحکیم وحدت دارد. همچنین گفتنی است دادگاه علی عزیزی، نائب دبیر دفتر تحکیم وحدت نیز که بدلیل اشکال در روند دادرسی به تعویق افتاده است، بزودی برگزار می شود.

 

گویا اعتراضات دانشجویی به دکتر احمدی نژاد فرجامی جز حبس و شلاق در پی ندارد. این روزها به نظر می رسد نهاد آزاد دانشگاه که نقد و بررسی هر تفکر و اندیشه ای را بر عهده دارد، تاوان سنگینی را در اعتراض به سیاستهای دولت نهم می پردازد و گویی بر این خط باطل، پایانی متصور نیست.

 

آغاز اعتراضات دانشجویان پلی تکنیکی به احمدی نژاد که به مناسبت حضور وی در روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر روی داد، در نهایت با جعل نشریات دانشجویی و صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای سه تن از آنها پایان غمباری داشت.

 

سال گذشته نیز پس از بازگشت احمدی نژاد از دانشگاه کلمبیا، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پی تصمیم رئیس دولت نهم مبنی بر حضور در دانشگاه تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی، با انتشار نامه سرگشاده ای خواستار حضور در جلسه و سوال از وی شده بودند اما نه تنها چنین اتفاقی روی نداد، بلکه مراسم به تعویق افتاد تا به اصطلاح امنیت برگزاری چنین مراسمی تامین شود. اما این مراسم نیز همچون حضور سال گذشته احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر بار دیگر مورد اعتراض گسترده دانشجویان قرار گرفت.

 

این بار نیز تراژدی حضور رئیس دولت نهم در حالی با پایان غمباری همراه بود که چند روز پیش از این مراسم، احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، ایران را یکی از آزادترین کشورهای جهان نامیده بود. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، به فاصله کوتاهی از اعتراضات دانشجویی به احمدی نژاد و تداوم اعتراضات دانشجویی دانشگاههای مختلف به صدور حکم حبس سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیکی، علی عزیزی و علی نیکونسبتی دو تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی، هر کدام به ترتیب دو ماه و یکماه بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین (متعلق به وزارت اطلاعات) شدند. همچنین تعدادی از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با اسامی صداقتی، سپهرمند، رفعتی و … نیز بازداشت می شوند.

 

نکته مهم آن است که بر اساس مستندات پرونده نیکونسبتی، وزارت اطلاعات برای جلوگیری از اعتراضات دانشجویی در مراسم احمدی نژاد درخواست صدور حکم بازداشت علی عزیزی و علی نیکونسبتی و چند تن از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت را می نماید که در نهایت حکم بازداشت آنها نیز توسط دادستانی تنها به علت طرح سوال و درخواست حضور در جلسه صادر می شود. همچنین تمام این افراد درنگارش نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت به احمدی نژاد و یا اعتراض به عدم پذیرش نماینده دفتر تحکیم وحدت از سوی احمدی نژاد در دانشگاه تهران نقش داشته اند و در واقع درخواست دستگیری بهانه ای برای تلافی آن ماجرا بوده است که متن بازجویی ها نیز کاملا این مساله را نمایان می سازد.

 

شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران علی نیکونسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را به دلیل شرکت در تجمع ۳۰ مهر دانشگاه امیرکبیر و اخلال در نظم عمومی مجرم شناخت و به ۵ ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم نمود که براساس بند ۵ ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی و فقدان سابقه کیفری متهم حکم فوق به پرداخت ۵۰۰هزارتومان جریمه نقدی بدل از ۵ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق تبدیل گشت. جالب آنکه حکم فوق به دلیل عدم سوء پیشینه مانند بسیاری از پروندهای دیگرتعلیق نمی شود و به جزای نقدی بدل می شود!! همچنین با توجه به اینکه نیکونسبتی دارای سه پرونده مفتوح دیگر در حال رسیدگی است، راه برای صدور احکام تعزیری بعدی به دلیل داشتن سابقه کیفری باز می نماید.

 

اما اسناد موجود در پرونده نیکونسبتی حکایت از دلایل دیگری در مورد بازداشت و محاکمه وی دارد و دخالت شدید نهادهای امنیتی در سرکوب دانشجویان، تخلفات فراوان در هنگام دستگیری و بازجویی و همچنین اغراض سیاسی را نمایان می سازد که برخی از آنها به شرح زیر است:

 

۱) صدورحکم بازداشت عزیزی، نیکونسبتی و اعضا شورای عمومی دفترتحکیم به دلیل نوشتن نامه انتقادی وطرح سوال از احمدی نژاد

۲) صدور حکم مجدد بازداشت به دلیل اعتراض به حکم سه دانشجوی امیرکبیر

۳) بازداشت در زمانی که تاریخ حکم جلب منقضی شده است

۴) ادامه بازداشت موقت به مدت ۳۱ روز به اصرار وزارت اطلاعات جهت پیگیری اغراض خود در حالی که در روز سوم قرار وثیقه صادر شده بوده است!

۵) عدم ارائه گزارش وزارت اطلاعات به پازپرس از روند بازجویی ها، علیرغم درخواست چندین باره بازپرس

۶) انحرافات فراوان در بازجویی وطرح سوالات بی ربط که ارتباطی به موضوع اتهامی ندارد و اعمال انواع فشارهای روحی و روانی

۷) سوالات فراوان درباره ارتباط با مراجع تقلید، روشنفکران، اصلاح طلبان و …

۸ ) پرونده سازی برای اصلاح طلبان و حتی حجت الاسلام کروبی با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم

 

بقیه موارد از متن دفاعیه نیکونسبتی در روز دادگاه ارائه می شود که توسط وی در دادگاه خوانده شد و در پرونده نیز ثبت است.

 

به نام خدا

ریاست محترم شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران

با سلام واحترام در خصوص پرونده کلاسه ۸۶/۱۰۵۹/۴۳۶

 

ضمن تکذیب و رد اتهامات مطرح شده به استحضار می رساند:

 

براساس اسناد موجود در پرونده به علت شرکت درتجمع۳۰ مهردر داخل دانشگاه امیرکبیرو به اتهام نادرست اخلال در نظم عمومی در تاریخ ۱۷ آبان بازداشت شدم تجمعی که به دلیل صدور حکم ناعادلانه برای سه دانشجوی بی گناه امیرکبیر برگزار شده بود و مدتی بعد در شعبه ۱۰۴۳دادگاه عمومی تهران ناعادلانه بودن حکم صادره مشخص شد.این در حالی است که تجمع فوق در زمان تعطیلی کلاسها و از سوی تشکلی قانونی برگزار شده است و علاوه بر من بسیاری از افراد دیگر نیز در آن صحبت کرده اند.

 

نخستین سوال در این مورد آن است که چرا به فرض محال وقوع تخلف این موضوع در کمیته انظباطی بررسی نشده است؟ ازسوی دیگر فارغ از اتهام وارده جای این سوال باقی است که چرا اینجانب به دادسرا احضار نشده ام وبدون ابلاغ احضاریه حکم جلبم صادر شده است؟آیا بازداشت به دلیل شرکت در تجمعی در درون دانشگاه آنهم ۱۷ روز پس از آن مطابق قانون حفظ حقوق شهروندی است ؟ در زمان بازداشت ماموران برخوردهای ناشایستی داشتند که خانواده من مراتب شکایت خود از این برخوردها را به رئیس کل دادگستری استان تهران و کمیسیون حقوق بشر اسلامی ارائه نموده اند.همچنین مدت اعتبار حکم جلبم، که در پرونده نیز موجود است، در زمان ورود ماموران به خانه و دستگیریم منقضی شده و عملا ماموران بدون مجوز بازداشت من را دستگیر نموده اند. از سوی دیگر من در حالی ۳۰ روز در بازداشت موقت ماندم که از روز دوم بنا به دستور قاضی کشیک ح قرار وثیقه برای اینجانب صادر شد ولی به من گفته شد چند روز مراحل این کار طول می کشد و باید به برخی سوالات پاسخ دهم و پس از آن می توانم با خانه تماس بگیرم و بخواهم با تامین وثیقه من را آزاد نمایند که هیچگاه این اتفاق نیفتاد.در طی مراحل بازجویی نیز برخوردهای نامناسبی با من صورت گرفت و فشارهای سنگین روحی و روانی را تحمل نمودم.

 

و اما نکات دیگری نیز در پرونده من موجود است که به خوبی مشخص می نماید چرا برخلاف درخواست بازپرس که خواهان دریافت گزارش از وزارت اطلاعات بوده است و اسناد آن در پرونده موجود است، وزارت اطلاعات از دادن گزارش به بازپرس در مورد بازجویهای من خودداری می کرده است ؟! من باید به این سوالات پاسخ می دادم که چرا تخلفات برخی مسئولین در برخورد با دانشجویان وسایر فعالین مدنی و نقض حقوق بشر را اعلام می نمایم و به آنها اعتراض می کنم؟ چرا با مراجع عظام تقلید، روشنفکران، اساتید دانشگاه، فعالین سیاسی و مدنی و اصلاح طلبان من جمله آقای کروبی گفتگو کرده ام و خبر آن در خبرگزاریها و مطبوعات منتشر شده است. این سوالات گاه بارها تکرار می شد. بسیاری از این سوالات هیچ ربطی به موضوع اتهامی نداشت و بازجوها اغراض خاص سیاسی را از طرح آن دنبال می نمودند سوالاتی که درحدود ۱۰ جلسه بازجویی مطرح شد و بخش کثیری از آن از پرونده حذف شده است و تنها سوال مربوط به ارتباط با اصلاح طلبان در پرونده موجود است که حتی این سوال نیز ربطی به موضوع اتهامی ندارد. این نحوه برخورد این سوالات را پیش می آورد که این مسائل چه ربطی به موضوع مورد اتهام دارد؟ و اگر ارتباط داشته است چرا در پرونده موجود نمی باشد؟ همچنین آیا بنده مجرم هستم که تخلفات برخی مسئولین را اعلام نمایم یا آنها که این تخلفات را انجام می دهند؟ مگر گفتگو با روشنفکران و اساتید دانشگاه ،فعالین سیاسی و مدنی جرم است؟مراجع تقلید، اصلاح طلبان دارای چه سوء پیشنه ای هستند ودرکجا محکوم شده اند که گفتگو با آنها و انتشار خبر آن بارها مورد سوال قرار می گیرد؟ از سوی دیگرچرا بازجوها خواهان تک نویسهای مختلف در مورد افراد گوناگون هستند که هیچ ربطی به موضوع اتهامی ندارد ؟!!

 

متاسفانه این شیوه ناصحیح بازجویی برای بار اول نیست که انجام می گیرد در دستگیری بار نخست من در تابسان ۱۳۸۶ نیز تقریبا روندی مشابه طی شد و چندی پیش نیز قاضی دادگاه عمومی در خصوص پرونده سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر در حکم صادر به صراحت اذعان می دارد «حتی یکی از نامه ها، که طبق گزارش اداره اطلاعات به عنوان مدرک تشکیلاتی ذکر شده، حکایت از روند غیرصحیح بازجویی…دارد» وبسیاری از فعالین سیاسی و مدنی نیز تجربه این روند ناصحیح بازجویی را داشته اند و درباره خودم باید بگویم عملا بازداشت موقت به وسیله ای برای ارعاب، پرونده سازی و پیگیری اغراض سیاسی بدل شده است و برای من جای این سوال باقی است که چه زمانی جلوی این نحوه بازجویی گرفته می شود و با متخلفین برخورد می شود؟

 

لذا با توجه به موارد فوق اینجانب ضمن تقاضای تبرئه خود خواهان جبران خسارتهای وارده به من به دلیل این بازداشت هستم. ازسوی دیگر خواهان آن هستم که متن کلیه بازجویی های من منتشر شود زیرا سوالات مطرح شده به خوبی تلاش برای جلوگیری از اعتراضم به تخلفات برخی مسئولین و نقض حقوق بشر واغراض سیاسی دستگیری غیرقانونی من، تداوم بازداشتم با وجود صدور قرار وثیقه و عدم ارائه گزارش به دادستانی در مورد بازجویی ها را آشکار می نماید و یادآور می شوم در مراحل بازجویی سوالات و مطالبی در مورد افراد مختلف از اصلاح طلبانی مانند آقای کروبی-رئیس سابق مجلس- تا افرادی از قبیل آقای علی افشاری و خانم فاطمه حقیقت جو، گروههای سیاسی، فعالین مدنی و دانشجویی و دفترتحکیم وحدت مطرح شده است و درضمن آن با استفاده از تهدید و تطمیع وعده آزادی مرا می دادند در حالی که بازداشت من غیرقانونی بود و قراروثیقه ام صادر شده بود. هرچند بازجویان به مقصد خود نرسیدند اما انتشار متن بازجویی های من بسیاری ازاین مسائل را روشن خواهد نمود و امیدوارم از تکرار مجدد آن جلوگیری نماید.

 

درنهایت علی نیکونسبتی در حالی به دلیل شرکت در تجمع در دانشگاه امیرکبیر و حمایت از سه دانشجوی بی گناه امیرکبیر با شکایت مدعی العموم و به جرم اخلال در نظم عمومی محکوم شد که حامیان دولت در اردیبهشت ۱۳۸۶ از سراسر کشور با امکانات دولتی به دانشگاه امیرکبیرمی آمدند ودر اژاء فریاد محاکمه دانشجویان بی گناه امیزکبیر پذیرایی نیز می شدند و مدعی العموم هیچگاه از آنها شکایت ننمود.

منبع: خبرنامه امیرکبیر

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:25 | لینک ثابت |
اعضای هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. رضا عرب، مهدی داودیان، میلاد حسینی کشتان ، آرنوش ازرحیمی و سیاوش صفوی (اعضای هیات موسس) به همراه محمد فکری مدیر مسئول نشریه دانشجویی رویداد و عادل اسلامی دبیر شورای صنفی دانشکده علوم انسانی به کمیته انضباطی احضار شدند. اعضای هیات موسس امروز ظهر در اعتراض به این امر به صورت دسته جمعی در اتاق رییس دانشگاه حاضر شدند و با وی به مذاکره نشستند.

 

رضا عرب سخنگوی هیات موسس انجمن اسلامی در گفت و گو با خبرنامه امیرکبیر در مورد این احضارها و اعتراض انجمن اسلامی چنین می گوید: “اعضای هیات موسس انجمن اسلامی از اول هفته به طور جداگانه به کمیته انضباطی احضار شدند و باید در وقت های تعیین شده خود را به دبیر کمیته انضباطی معرفی می کردند. اما ما به طور دسته جمعی در دفتر دبیر کمیته حاضر شدیم و پس از آگاهی از دلایل احضار، به اتاق ریاست دانشگاه وارد شدیم و با وی به مذاکره نشستیم.”

 

او در مورد دلایل احضارشان و مذاکره با رییس دانشگاه گفت: “دلیل احضار مشخصا برنامه ریزی جهت برگزاری تجمع، تحصن و جمع آوری امضا در روز اول اردیبهشت در اعتراض به نصب دوربین در مقابل درب کلاسها بود. اعتقاد ما بر این بود که این اقدام دانشگاه صرفا به قصد به تعویق انداختن پروسه قانونی شدن انجمن اسلامی است. از این رو به اتاق آقای علیزاده رفتیم. علیزاده با وجود بیان بی اطلاعی خود از این احضارها و انداختن مسولیت احضار به گردن حراست، قول پیگیری موضوع و خدشه وارد نشدن به جریان قانونی شدن انجمن اسلامی را داد.”

 

علاوه بر این تجمعی جمعه شب گذشته در خوابگاه نواب دانشگاه مازندران در اعتراض به وضعیت بد آب آشامیدنی این خوابگاه توسط دانشجویان این خوابگاه برگزار شد که منجر به توزیع آب معدنی در خوابگاه شد.

منبع: خبرنامه امیرکبیر

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 23:58 | لینک ثابت |

daneshjoo

 در حالیکه بیش از ۱۰ ماه از بازداشت صباح نصری و هدایت غزالی دو دانشجوی کرد دربند می گذرد، این دو دانشجو همچنان در وضعیت بلاتکلیف و تحت فشار در زندان اوین نگهداری می شوند. اولین جلسه دادگاه این آنان بصورت غیرعلنی و بدون حضور وکیل مدافع برگزار شد که این دو دانشجو اتهامات وارد به خود را رد کردند. نصری و غزالی خواستار تبدیل قرار بازداشتشان به قرار وثیقه، پس از گذشت ۱۰ ماه از زندانی بودن، می باشند ولی تاکنون با این خواسته موافقت نشده است.

 

صباح نصری دانشجوی علوم سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران و هدایت غزالی دانشجوی روانشناسی دانشگاه علامه می باشند که چند ماه در زندان سنندج در بازداشت بوده و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران نگهداری می شوند. این دو دانشجو رنجنامه ای را منتشر کردند که متن آن به شرح زیر می باشد:

 

گاه می پنداریم که سکوت بهترین پاسخیست به آنچه در حال وقوع است، پاسخی که ترجمان آن منحصر به کسانیست که این زبان را می دانند. چرا که به خاطر نجابت سیاسی و ترس از شخصیت سازیهای حبابی رسانه ای خود را از واکنشهای هیستریک برحذر داشته یم. اما در این میان اطاله ی دادرسی و بلاتکلیفی طولانی مدتمان تصوراتی را به اشتباه به ما منتسب نموده است که نمی توان در مقابل آنها چیزی نگفت.

 

بیش از ده ماه از دستگیریمان می گذرد؛ در این مدت هفت بار از بازداشتگاهی به بازداشتگاه دیگر و از زندانی به زندان دیگر منقل شده ایم. در مدت چهار ماه حبسمان در بازداشتگاههای اطلاعات سنندج و تهران به کرات مورد بازجویی قرار گرفته ایم. دو بار از سنندج به تهران و از تهران به سنندج منتقل شده ایم و آخرین دفاعیاتمان را دو بار مکتوب کرده ایم. طی سه بار ارجاع پرونده ما به باز پرسی، قرار وثیقه صادر شده اما دادستان همواره مخالفت نموده است. در این میان جهت رفع اختلاف بازپرس و دادستان سه بار پرونده به دادیار قضایی ارسال شده و یک دفعه نیز به شعبه تشخیص صلاحیت دیوانعالی کشور در قم ارجاع گردیده است. در پایان این پروسه، مامور اصلی بررسی پرونده یعنی بازپرس قرار منع تعقیب دال بر بیگناهیمان صادر نمود اما در مقابل دادستان اقدام به انتساب اتهام و صدور کیفر خواستی جدید نموده است.

 

امروزه در فضای زندان آنچه را دیروز در دانشگاه و در لابلای کتابها و خاطرات می خواندیم، تجربه می نماییم و می بینیم که استیلای سیاست بر حقوق تا چه حد می تواند مشکل آفرین و چالش گر عدالت باشد. البته ما پیشاپیش برائت خود را از وجدان های بیداری گرفته ایم که فریاد حق خواهی و ظلم ستیزی را همواره سر داده اند. گویی این سرنوشت داستان مکرری است که بارها خوانده و شنیده ایم اما این بار خود آن را تجربه می کنیم. داستانی که به دفعات در تاریخ ملیمان تکرار شده و همواره از ابتدا باورپذیری خود را از واقعیت زندگی مردم به دست آورده است.

 

اتهام ما با استناد به محتویات پرونده ؛ تجمع در دانشگاه به مناسبت روز جهانی زبان مادری و همچنین فعالیت در نشریه دانشجویی مجوزدار “روژامه” است، که به زعم مسئولین قضایی هر دوی آنها در راستای منافع اپوزیسیون سیاسی در کردستان بوده است. اما بر همگان آشکار است که واقعیات و خواستهایی از این قبیل بازتاب زندگی اجتماعی دوران کنونی است. و دم فروبستن عامه مردم به معنای عدم درک این مسائل و پذیرش وضع موجود از سوی آنان نیست. ما نیز با توجه به وظیفه اجتماعی و انسانیمان صرفا خواسته ایم تناقضات و مشکلات موجود جامعه را در محیط دانشگاه که قاعدتا باید تحمل انتقادات و گفتمان های متفاوت را داشته باشد، بیان نماییم.

 

زبان بخش عمده ای از هویت فرهنگی-تاریخی یک ملت است و پاسداشت آن از نظر ما نمی تواند به عنوان یک اتهام مطرح گردد، چه رسد به آنکه از طریق آن مجرم شناخته شویم. و اگرچنین نیز باشد به سر بردن در یک بلاتکلیفی ده ماهه و بلکه بیشتر نمی تواند ما را از استیفای آن منع کند. تاسف ما از این است که طرح بنیادی ترین خواسته ها و مطالبات انسانی با چنین هزینه ای روبروست. ما خواهان آنیم که حاکمیت آستانه تحمل خود را بالا برد تا درمقابل نیش قلم یک نشریه دانشجویی با آن گستره محدود پخش این گونه بر آشفته نشده و به کلی گویی نیفتد؛ مبادا موجد تصورات و اتهامات بی اساسی گردد که طی این مدت همواره منکر آن بوده ایم. در این باره طی جابه جایی های مکرر در محاصره مامورینی امنیتی، سنگینی نگاههای پر سوال مردمان را بر شانه های خویش چنان حس می کردیم که “جخ،امروز از مادر نزاده ام / عمر جهان بر من رفته است”. دلتنگ آن بودیم داد برآورده آنچه را که به خاطر آن دربندیم، بازگوییم. اما این پرسش به سرعت صدایمان را در خود فرو می برد که “فریاد هم برآوردیم ؛ آیا برای این مردمان مهم است؟!” این همان انفعال سیاسی عمومی است که همواره با آن سوخته ایم ولی امروزه مطمئنا با آن نخواهیم ساخت.

 

امروز از به آغوش گرفتن گرم پدر و مادر پیرمان بعد از طی صدها کیلومتر راه و ماهها انتظار برای نیم ساعت ملاقات حضوری تا چشم به راه بودن همیشگیشان، به رنج و انتظار والدین فرزندانی همچون خود در سالیان دیگر می اندیشیم.

 

حالمان خوب است و همچنان امیدوار. زندان را نه بن بست که گذرگاهی برای کسب تجربه های جدید یافته ایم، تنها اندکی دلمان برای مردمی که در نبود عدالت و آزادی هنوز زندگی را فراموش نکرده اند تنگ شده است.

 

صباح نصری و هدایت غزالی

زندان اوین

منبع: خبرنامه امیرکبیر

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 10:41 | لینک ثابت |
در پی ارائه گزارش «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به دادستانی در خصوص یکی از شماره های نشریه دانشجویی «خط صفر»، مجید توکلی، مدیرمسئول این نشریه توقیف شده، بار دیگر به دادگاه احضار شد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید توکلی که از ۱۹ اردیبهشت سال گذشته به اتهام انتشار نشریات جعلی و موهن در زندان به سر می برد، در آستانه سالگرد بازداشت خود بار دیگر توسط دادستان تهران احضار و مجددا تفهیم اتهام شد.

 

لازم به ذکر است در پرونده قبلی، که مربوط به نشریات موهن بود، مجید توکلی به همراه احسان منصوری و احمد قصابان ابتدا در دادگاه عمومی تبرئه شدند و قاضی مستندات موجود در پرونده را کاملا مردود دانست و اعترافات اخذ شده از این سه دانشجو را تحت فشار و شکنجه تشخیص داد. اما این حکم تحت فشار شدید نیروهای امنیتی و دادستان تهران و معاون امنیت وی، قاضی حداد، در دادگاه تجدیدنظر شکسته شد و آن ها به ۲۲، ۲۶ و ۳۰ ماه حبس محکوم شدند.

 

در پاییز سال ۸۶ احضاریه ای در زندان به دست مجید توکلی رسید که در آن ضمن معرفی «قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به عنوان شاکی این دانشجو، بدون آن که عنوان اتهامی و موضوع شکایت ذکر شود، از وی خواسته شده بود خود را به دادسرای کارکنان دولت معرفی نماید. جالب آن که در حالی که مجید توکلی چندین ماه بود که در «بازداشت موقت» به سر می برد، در احضاریه ارسالی تاکید شده بود «در صورت عدم مراجعه در موعد مقرر حکم جلب صادر خواهد شد».

 

روز دوشنبه، ۱۶ اردیبهشت، در حالی که کمتر از یک ماه از اعلام حکم نهایی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت این سه دانشجو می گذشت از توکلی خواسته شد بار دیگر خود را برای مراجعه به دادگاه آماده کند. روز سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت، پس از انتقال این دانشجو از زندان به دادسرای کارکنان دولت مشخص شد این مسئله مربوط به احضاریه ای است که چندین ماه پیش به دست او رسیده بود.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر قاضی شعبه ۹ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت با تفهیم اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» به مجید توکلی، پرونده جدیدی را برای وی گشود. تفهیم اتهام توکلی در بازپرسی بدون اطلاع و حضور وکیل وی انجام شد. قاضی ابتدا اعلام کرد شاکی این پرونده «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» بوده که از شماره ۱۵ نشریه دانشجویی «خط صفر»، منتشره در تاریخ ۲۳ آبان ۸۵، شکایت کرده است.

 

عناوین اتهامی توکلی به این شرح بوده است: انتشار نتایج یک نظرسنجی غیرمعتبر با عنوان «کاهش شدید محبوبیت دولت» به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب کذب و غیرواقعی پیرامون بیانات رهبری در سمنان به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب غیرواقعی در مورد سفرهای استانی رئیس جمهور و توهین به رئیس جمهور.

 

در خبر مندرج در نشریه، نتیجه یک نظرسنجی که کاهش محبوبیت احمدی نژاد، اختلاف نظر مردم با وی و… را نشان می داده آمده است. «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه» ادعا کرده که این نظرسنجی غیر معتبر بوده و این دانشجو با انتشار نتایج این نظرسنجی مرتکب «نشر اکاذیب» شده است. شکایت «قرارگاه ثارالله سپاه»، که یکی از ارگان های اصلی سپاه محسوب می شود، از یک نشریه دانشجویی، آن هم در خصوص انتشار یک نظرسنجی، عجیب و غیرمعمول است.

 

مجید توکلی ضمن رد این اتهام، نظرسنجی مندرج در نشریه توقیف شده خود را به نقل از خبرگزاری رسمی «آفتاب» ذکر کرد. توکلی همچنین با ایراد اشکال در اصل شکایت، «قرارگاه ثارالله سپاه» را فاقد صلاحیت شکایت در این خصوص دانست، که قاضی در پاسخ اعلام کرد: «گزارش این تخلف از سوی این ارگان به دادستانی ارسال شده و شکایت از سوی دادستانی یا مدعی العموم صورت گرفته است». توکلی همچنین نسبت به عدم حضور وکیل خود در این جلسه اعتراض کرد.

 

این دانشجو همچنین در ادامه قوه قضاییه را فاقد صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی دانست و عنوان کرد: «طبق آیین نامه نشریات دانشجویی تخلفات نشریات بایستی در کمیته ناظر بر نشریات در داخل دانشگاه رسیدگی شود و تنها با تشخیص کمیته ناظر بر نشریات است که پرونده تخلف نشریه دانشجویی به قوه قضاییه ارسال می شود. در حالی که هیچ یک از این مراحل در خصوص این شکایت طی نشده و شکایت مدعی العموم نیز فاقد وجاهت قانونی است».

 

در پایان در حالی که مجید توکلی همچنان پس از گذشت یک سال در زندان به سر می برد، قاضی برای وی قرار التزامی به مبلغ ۵۰ میلیون ریال صادر کرد و از وی خواست در صورت احضار مجدد، بلافاصله خود را به دادگاه معرفی نماید، که در غیر این صورت قرار التزام ۵۰ میلیون ریالی وی به اجرا گذاشته خواهد شد.

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 17:6 | لینک ثابت |
درخواست تجدید نظر میلاد عزیزی، دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران، نسبت به حکم کمیته انضباطی رد شد.

 

وی به دلیل شرکت در تجمعات دانشجویان در ۱۸ و ۲۱ آذر حکم محرومیت از تحصیل دریافت کرده بود. حکم محرومیت وی در حالی قطعی می شود که نیمی از ترم تحصیلی جاری سپری شده و وی اکنون از ادامه تحصیل در این ترم محروم شده است.

نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:2 | لینک ثابت |

امروز صبح، ساعت ۶ بامداد، در حالی تحصن ۱۶۰ ساعته دانشجویان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز خاتمه یافت، که متحصنین موفق شدند بجز بند اول که در ادامه ذکرش خواهد رفت در تمامی چهار بند دیگر یعنی عذر خواهی معاونت آموزشی دکتر قالیچی از جمع سی نفره دانشجویان فعال، بررسی مسائل و احکام کمیته های انضباطی در کمیته تجدید نظر با حضور نمایندگان منتخب دانشجویان طی هفته آینده، ‌عدم تفکیک جنسیتی و عدم تبعیض در فعالیت های فرهنگی میان تشکل ها در امور منتسب به امور فرهنگی به خواسته های مطلوب خود دست یابند. بند اول نیز با توجه به حتمی بودن برکناری دکتر زاهد معاونت دانشجویی فرهنگی در ماه های آینده و خارج بودن توان دانشگاه در برکناری حسینی ریاست حراست، دانشجویان به اکثریت بالایی از خواسته های خود دست یافتند و برای اولین بار پس از روی کار آمدن دولت جدید،‌ جنبش دانشجویی موفق به کسب نتایجی گشت که در خور دانشجویان و جنبش آنهاست. توجه به بندهای درخواستی در این تحصن که هر کدامشان در هر دانشگاهی موردی برای تحصن و تجمع است، نشان از بزرگی حرکتی بود که سهند از پس آن برآمد.

 

در این تحصن که نزدیک به پنج روزش را متحصنین در اعتصاب غذا بودند، ۳۴ نفر دست به اعتصاب غذا زدند و ۲۸ مورد به مراکز درمانی منتقل گشتند که حال برخی در زمان انتقال بسیار وخیم بود اما هم اکنون تمامی دانشجویان در شرایط مطلوب بسر می برند. دانشجویان در پایان امضای کتبی ریاست دانشگاه دکتر چناقلو را برای مصونیت افراد فعال در بخش های مختلف تحصن دریافت کردند و برگ دیگری پیروزی شان را به رخ کشاندند. دانشگاه های خواجه نصیر الدین طوسی تهران، تربیت معلم تهران، شیراز، ‌سیستان و بلوچستان، آزاد تبریز،‌ سمنان، تربیت معلم تبریز و دانشگاه تبریز حمایت رسمی خود را از طریق بیانیه ها اعلام نمودند. ضمن آنکه دانشگاه آزاد تبریز دیروز در تجمعی که دو ساعت به طول انجامید خواستار پیگیری مسئولین بلندپایه نسبت به فجایع انسانی در حال رخ دادن در سهند شدند و با اینکار دلگرمی عجیبی به متحصنین دادند. ضمنا دانشجویان دانشگاه تبریز با کمک مالی خود حمایتشان را از حرکت دانشجویان سهند اعلام نمودند تا ضرورت پیوند میان جنبش های مختلف خود را از بیش از پیش نشان دهد. متحصنین در پایان با سوگندی اعلام کردند دیگر بار و دیگر بار در کنار هم خواهند ایستاد و خواهند خواند؛ و اینچنین ضرورت حضورشان در جنبش دانشجویی را نشان دادند.

 

دانشجویان متحصن دانشگاه سهند، در کنار هم ایستادند و از بودن به شدن گذر کردند، و آزادی شان را از آنچه که در بندشان کرده بود فریاد زدند. وینان آ‍زادی خواهان وجودشان بودند و برابری طلبان انسانیت. آزادی شان را فریاد زدند و برابری را با مبارزه دوشادوش هم دریافتند. چنان سوگند خوردند و بر سوگندشان درود فرستادند و دیگر بار سوگند خوردند که تا هستند کوه از استواری شان سست میشود و زمین از پای کوبی شان دهان باز می کند؛ که تا هستند با هم باشند و تا هستند مبارز باشند. سهند دوباره خروشید، عشق‌ها فریاد شدند، فریادها رها شدند، رهایی نفس کشید، و نفس آزادی را طلب کرد. و آزادی، دوشادوش برابری مرد و زن ،بزرگ و کوچک، پدر و پسر، شاه و برده،‌ ارباب و بنده، و، دانشگاه و دانشجو نفس کشید.

 

اتحاد‌، مبارزه، پیروزی

دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:45 | لینک ثابت |