
همزمان با فیلترینگ سایتهای کانون زنان، میدان زنان و تغییر برای برابری، ۱۲ وبگاه اینترنتی کمپین یک میلیون امضا نیز از سوی کمیته مصادیق فیلترینگ مسدود شدند. گفتوگویی با جلوه جواهری، یکی از مسئولان سایتهای کمپین.
دویچهوله: در طی روزهای اخیر ۱۲ وب سایت کمپین یک میلیون امضا فیلتر شدهاند. به طور مشخص در شهرهای مشهد، اصفهان، اراک، شیراز، زاهدان و رشت در دسترس نبودهاند. در ایران همچنین دسترسی به سایتهای فعالان کمپین در خارج از کشور، مشخصا در آلمان، قبرس، کویت و نیز ایالت کالیفرنیای آمریکا، ناممکن است. پرسش این است که آیا شما حکم قضایی در این ارتباط دریافت کردهاید.
جلوه جواهری: فیلترینگ سایتها الان دو سال است که با حکم قضایی صورت میگیرد. یعنی حکم قضایی را به آی.اس.پیهایی که در ایران فعال هستند میدهند و آنها هم به ترتیب به نوبتی که بهشان میرسد، اسامی سایتها را فیلتر میکنند.
و شما این حکم را دریافت نکردید؟
ما دریافت نمیکنیم، آی.اس.پیها دریافت میکنند. یعنی خود آی.اس.پیها فیلتر میکنند و میگویند که بنابر حکم قضایی که رسیده فیلتر میکنیم. حکم قضایی را هیچوقت به سایتها نشان نمیدهند، یعنی هیچ وقت تذکر قضایی قبلش به هیچ سایتی داده نمیشود و هیچ وقت به این شکل نبوده.
بنابراین شما الان نمیدانید که اصلا تخلف شما، اصلا در چه موردی بوده است یا احیانا تخلف قانونی داشتید یا نداشتید؟
ما هیچوقت نمیدانیم. یعنی فیلترینگ اصلا به این شکل است و تنها کسی که اصلا محق نیست بداند که سایتاش برای چی فیلتر شده یا رسانهای که ایجاد کرده، خود کسی است که صاحب آن رسانه است.
گویا سایتهای فعالان کمپین در خارج از کشور، مثلا در کالیفرنیا و قبرس و کویت هم در داخل ایران فیلتر شدهاند، درست است؟
بله.
آیا این سایتها به زبان فارسی منتشر میشدند؟
بله، همهی سایتهایی که در رابطه با کمپین کار میکردند به زبان فارسی بودند. در حقیقت برای جذب کنشگران بوده که در هر منطقهای سایت ایجاد میشده.
و فکر میکنید الان با توجه به این که تقریبا فکر میکنم تمام وب سایتهای کمپین یک میلیون امضا فیلتر شده، الان شما در نظر دارید که چه اقدامی صورت بدهید؟
تمام وبسایتهای کمپین فیلتر نشده، شش تا از وب سایتها هنوز فیلتر نیستند. اما ببینید، این فضایی که ساخته شده، یعنی فضای مجازی که به سختی ساخته میشود در شهرها بخصوص، با فیلترینگ راهش بسته نیست و دوباره ساخته میشود. همین الان چهارتا سایت دوباره راهاندازی شد. بخاطر این که تنها امکان، یعنی حداقل امکان ارتباطی که الان وجود دارد بین شهرها، همین وبلاگها یا سایتهایی هستند که در شهرها راه میافتند یا در کشورهای مختلف. بنابراین راه دیگری جز این وجود ندارد که سریع سایت جدیدی را راه بیندازند. منتها این بهرحال برای مدتی با افت مخاطب همراه است. منتها سعی ما این است که بسرعت اطلاعرسانی بشود.
همزمان با سایتهای کمپین یک میلیون امضا، چند سایت دیگر از جمله کانون زنان ایرانی و سایت میدان زنان و همینطور سایت تغییر برای برابری هم گویا فیلتر شدهاند. این را شما در راستای یک اقدام منظم و از پیش تعیینشده میدانید برای جلوگیری از حرکت جنبشهای زنان و سایتهای مربوط به آنها؟
راه فیزیکی خیلی توی ایران سخت شده، یعنی ارتباط فیزیکی به شدت سخت شده است. در شهرهای بزرگ، بخصوص تهران، خیلی فضا امنیتی و پلیسی است. مثلا خیابانهایی که باید یک ذره احساس امنیت وجود داشته باشد، در ما ترس ایجاد میکند. از این که برویم وارد خیابان بشویم و راحت حتا قدم بزنیم. فضای مجازی تنها فضایی است، یعنی الان دیگر دارد تنها فضایی میشود که ما میتوانیم در آن فعالیت کنیم، حداقل نمود خودمان را داشته باشیم. بعد این نشان میدهد که اصلا بحث این نیست که حرکت جنبش زنان تند است یا تیز است، بخصوص کمپین یک میلیون امضا، بلکه یکجوری نشان میدهد که دارد به یک حرکت عمیق تبدیل میشود. بعد کمپین فراتر از یک مرکز واحد، یعنی تنها در تهران نبوده است. بنابراین من فکر میکنم فقط مسئله این است که هنوز مهمترین حساسیت متاسفانه نظام ما زناناند، وگرنه از این حرکتها مهمتر حرکت دیگری توی ایران سراغ نداریم. ضمن این که سایتهای سیاسی تندی هستند که هنوز فیلتر نشدهاند، حتا برای یک بار. این نشان میدهد که هنوز حساسیت روی مسئلهی زنان واقعا بزرگترین حساسیت نظام است.
اشاره کردید به این که فضای شهری هم برای فعالان زنان محدود شده است. شعار اولیهی کمپین یک میلیون امضا این بود که میخواهد خواستهای زنان را به سطح خیابانها و به سطح مردم ببرد. اینطور که شماگفتید این فضا از کمپین گرفته شده است. فضای مجازی هم دارد گرفته میشود. فعالان کمپین قصد دارند که درمقابل این فشارها چه اقداماتی صورت بدهند؟
ما درمقابل این فشارها چارهای جز این نداریم که فضاهایی جدید کشف کنیم. یعنی واقعا اگر بخواهد این حرکتها فقط در راستای این باشد که ما تند و تیزتر بشویم یا رادیکالتر عمل کنیم، واقعا تنها کاری که میتوانیم بکنیم این است که صبر کنیم تا فضاهای جدید را کشف کنیم. چون آن تندتر شدن بدتر ضربه میزند به ما و میتواند در مدت کوتاهی ما را از بین ببرد. همچنان، به نظر من، ما میتوانیم در هر شهری بررسی کنیم که کجاها هنوز از ما گرفته نشده و در همان فضاها ادامه بدهیم. این ادامهدادن به نظر من بهرحال نیروی مقاومت در مقابلش را هم تسلیم میکند.
میترا شجاعی
رادیو دویچه وله
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 13:38 |
لینک ثابت |

سرانجام شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران، علی نیکونسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را که به اتهام اخلال در نظم عمومی بازداشت شده بود مجرم شناخت و به ۵ ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم نمود. جالب آنکه حکم فوق به دلیل عدم سوء پیشینه مانند بسیاری از پروندهای دیگر تعلیق نمی شود و به جزای نقدی بدل می شود! اما بازداشت در زمان انقضای حکم جلب و تداوم آن به اصرار وزارت اطلاعات و عدم ارائه گزارش به پازپرس از روند بازجویی ها و اسناد دیگر که تمامی آنها در پرونده نیکونسبتی موجود است، حکایت از دلایل دیگری در مورد بازداشت و محاکمه وی و علی عزیزی دیگر عضو دفتر تحکیم وحدت دارد. همچنین گفتنی است دادگاه علی عزیزی، نائب دبیر دفتر تحکیم وحدت نیز که بدلیل اشکال در روند دادرسی به تعویق افتاده است، بزودی برگزار می شود.
گویا اعتراضات دانشجویی به دکتر احمدی نژاد فرجامی جز حبس و شلاق در پی ندارد. این روزها به نظر می رسد نهاد آزاد دانشگاه که نقد و بررسی هر تفکر و اندیشه ای را بر عهده دارد، تاوان سنگینی را در اعتراض به سیاستهای دولت نهم می پردازد و گویی بر این خط باطل، پایانی متصور نیست.
آغاز اعتراضات دانشجویان پلی تکنیکی به احمدی نژاد که به مناسبت حضور وی در روز دانشجو در دانشگاه امیرکبیر روی داد، در نهایت با جعل نشریات دانشجویی و صدور احکام سنگین و ناعادلانه برای سه تن از آنها پایان غمباری داشت.
سال گذشته نیز پس از بازگشت احمدی نژاد از دانشگاه کلمبیا، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در پی تصمیم رئیس دولت نهم مبنی بر حضور در دانشگاه تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی، با انتشار نامه سرگشاده ای خواستار حضور در جلسه و سوال از وی شده بودند اما نه تنها چنین اتفاقی روی نداد، بلکه مراسم به تعویق افتاد تا به اصطلاح امنیت برگزاری چنین مراسمی تامین شود. اما این مراسم نیز همچون حضور سال گذشته احمدی نژاد در دانشگاه امیرکبیر بار دیگر مورد اعتراض گسترده دانشجویان قرار گرفت.
این بار نیز تراژدی حضور رئیس دولت نهم در حالی با پایان غمباری همراه بود که چند روز پیش از این مراسم، احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا، ایران را یکی از آزادترین کشورهای جهان نامیده بود. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، به فاصله کوتاهی از اعتراضات دانشجویی به احمدی نژاد و تداوم اعتراضات دانشجویی دانشگاههای مختلف به صدور حکم حبس سه دانشجوی بی گناه پلی تکنیکی، علی عزیزی و علی نیکونسبتی دو تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با اتهام اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی، هر کدام به ترتیب دو ماه و یکماه بازداشت و روانه بند ۲۰۹ زندان اوین (متعلق به وزارت اطلاعات) شدند. همچنین تعدادی از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت با اسامی صداقتی، سپهرمند، رفعتی و … نیز بازداشت می شوند.
نکته مهم آن است که بر اساس مستندات پرونده نیکونسبتی، وزارت اطلاعات برای جلوگیری از اعتراضات دانشجویی در مراسم احمدی نژاد درخواست صدور حکم بازداشت علی عزیزی و علی نیکونسبتی و چند تن از اعضای شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت را می نماید که در نهایت حکم بازداشت آنها نیز توسط دادستانی تنها به علت طرح سوال و درخواست حضور در جلسه صادر می شود. همچنین تمام این افراد درنگارش نامه سرگشاده دفتر تحکیم وحدت به احمدی نژاد و یا اعتراض به عدم پذیرش نماینده دفتر تحکیم وحدت از سوی احمدی نژاد در دانشگاه تهران نقش داشته اند و در واقع درخواست دستگیری بهانه ای برای تلافی آن ماجرا بوده است که متن بازجویی ها نیز کاملا این مساله را نمایان می سازد.
شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران علی نیکونسبتی مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت را به دلیل شرکت در تجمع ۳۰ مهر دانشگاه امیرکبیر و اخلال در نظم عمومی مجرم شناخت و به ۵ ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم نمود که براساس بند ۵ ماده ۲۲ قانون مجازات اسلامی و فقدان سابقه کیفری متهم حکم فوق به پرداخت ۵۰۰هزارتومان جریمه نقدی بدل از ۵ ماه حبس و ۱۰ ضربه شلاق تبدیل گشت. جالب آنکه حکم فوق به دلیل عدم سوء پیشینه مانند بسیاری از پروندهای دیگرتعلیق نمی شود و به جزای نقدی بدل می شود!! همچنین با توجه به اینکه نیکونسبتی دارای سه پرونده مفتوح دیگر در حال رسیدگی است، راه برای صدور احکام تعزیری بعدی به دلیل داشتن سابقه کیفری باز می نماید.
اما اسناد موجود در پرونده نیکونسبتی حکایت از دلایل دیگری در مورد بازداشت و محاکمه وی دارد و دخالت شدید نهادهای امنیتی در سرکوب دانشجویان، تخلفات فراوان در هنگام دستگیری و بازجویی و همچنین اغراض سیاسی را نمایان می سازد که برخی از آنها به شرح زیر است:
۱) صدورحکم بازداشت عزیزی، نیکونسبتی و اعضا شورای عمومی دفترتحکیم به دلیل نوشتن نامه انتقادی وطرح سوال از احمدی نژاد
۲) صدور حکم مجدد بازداشت به دلیل اعتراض به حکم سه دانشجوی امیرکبیر
۳) بازداشت در زمانی که تاریخ حکم جلب منقضی شده است
۴) ادامه بازداشت موقت به مدت ۳۱ روز به اصرار وزارت اطلاعات جهت پیگیری اغراض خود در حالی که در روز سوم قرار وثیقه صادر شده بوده است!
۵) عدم ارائه گزارش وزارت اطلاعات به پازپرس از روند بازجویی ها، علیرغم درخواست چندین باره بازپرس
۶) انحرافات فراوان در بازجویی وطرح سوالات بی ربط که ارتباطی به موضوع اتهامی ندارد و اعمال انواع فشارهای روحی و روانی
۷) سوالات فراوان درباره ارتباط با مراجع تقلید، روشنفکران، اصلاح طلبان و …
۸ ) پرونده سازی برای اصلاح طلبان و حتی حجت الاسلام کروبی با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم
بقیه موارد از متن دفاعیه نیکونسبتی در روز دادگاه ارائه می شود که توسط وی در دادگاه خوانده شد و در پرونده نیز ثبت است.
به نام خدا
ریاست محترم شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران
با سلام واحترام در خصوص پرونده کلاسه ۸۶/۱۰۵۹/۴۳۶
ضمن تکذیب و رد اتهامات مطرح شده به استحضار می رساند:
براساس اسناد موجود در پرونده به علت شرکت درتجمع۳۰ مهردر داخل دانشگاه امیرکبیرو به اتهام نادرست اخلال در نظم عمومی در تاریخ ۱۷ آبان بازداشت شدم تجمعی که به دلیل صدور حکم ناعادلانه برای سه دانشجوی بی گناه امیرکبیر برگزار شده بود و مدتی بعد در شعبه ۱۰۴۳دادگاه عمومی تهران ناعادلانه بودن حکم صادره مشخص شد.این در حالی است که تجمع فوق در زمان تعطیلی کلاسها و از سوی تشکلی قانونی برگزار شده است و علاوه بر من بسیاری از افراد دیگر نیز در آن صحبت کرده اند.
نخستین سوال در این مورد آن است که چرا به فرض محال وقوع تخلف این موضوع در کمیته انظباطی بررسی نشده است؟ ازسوی دیگر فارغ از اتهام وارده جای این سوال باقی است که چرا اینجانب به دادسرا احضار نشده ام وبدون ابلاغ احضاریه حکم جلبم صادر شده است؟آیا بازداشت به دلیل شرکت در تجمعی در درون دانشگاه آنهم ۱۷ روز پس از آن مطابق قانون حفظ حقوق شهروندی است ؟ در زمان بازداشت ماموران برخوردهای ناشایستی داشتند که خانواده من مراتب شکایت خود از این برخوردها را به رئیس کل دادگستری استان تهران و کمیسیون حقوق بشر اسلامی ارائه نموده اند.همچنین مدت اعتبار حکم جلبم، که در پرونده نیز موجود است، در زمان ورود ماموران به خانه و دستگیریم منقضی شده و عملا ماموران بدون مجوز بازداشت من را دستگیر نموده اند. از سوی دیگر من در حالی ۳۰ روز در بازداشت موقت ماندم که از روز دوم بنا به دستور قاضی کشیک ح قرار وثیقه برای اینجانب صادر شد ولی به من گفته شد چند روز مراحل این کار طول می کشد و باید به برخی سوالات پاسخ دهم و پس از آن می توانم با خانه تماس بگیرم و بخواهم با تامین وثیقه من را آزاد نمایند که هیچگاه این اتفاق نیفتاد.در طی مراحل بازجویی نیز برخوردهای نامناسبی با من صورت گرفت و فشارهای سنگین روحی و روانی را تحمل نمودم.
و اما نکات دیگری نیز در پرونده من موجود است که به خوبی مشخص می نماید چرا برخلاف درخواست بازپرس که خواهان دریافت گزارش از وزارت اطلاعات بوده است و اسناد آن در پرونده موجود است، وزارت اطلاعات از دادن گزارش به بازپرس در مورد بازجویهای من خودداری می کرده است ؟! من باید به این سوالات پاسخ می دادم که چرا تخلفات برخی مسئولین در برخورد با دانشجویان وسایر فعالین مدنی و نقض حقوق بشر را اعلام می نمایم و به آنها اعتراض می کنم؟ چرا با مراجع عظام تقلید، روشنفکران، اساتید دانشگاه، فعالین سیاسی و مدنی و اصلاح طلبان من جمله آقای کروبی گفتگو کرده ام و خبر آن در خبرگزاریها و مطبوعات منتشر شده است. این سوالات گاه بارها تکرار می شد. بسیاری از این سوالات هیچ ربطی به موضوع اتهامی نداشت و بازجوها اغراض خاص سیاسی را از طرح آن دنبال می نمودند سوالاتی که درحدود ۱۰ جلسه بازجویی مطرح شد و بخش کثیری از آن از پرونده حذف شده است و تنها سوال مربوط به ارتباط با اصلاح طلبان در پرونده موجود است که حتی این سوال نیز ربطی به موضوع اتهامی ندارد. این نحوه برخورد این سوالات را پیش می آورد که این مسائل چه ربطی به موضوع مورد اتهام دارد؟ و اگر ارتباط داشته است چرا در پرونده موجود نمی باشد؟ همچنین آیا بنده مجرم هستم که تخلفات برخی مسئولین را اعلام نمایم یا آنها که این تخلفات را انجام می دهند؟ مگر گفتگو با روشنفکران و اساتید دانشگاه ،فعالین سیاسی و مدنی جرم است؟مراجع تقلید، اصلاح طلبان دارای چه سوء پیشنه ای هستند ودرکجا محکوم شده اند که گفتگو با آنها و انتشار خبر آن بارها مورد سوال قرار می گیرد؟ از سوی دیگرچرا بازجوها خواهان تک نویسهای مختلف در مورد افراد گوناگون هستند که هیچ ربطی به موضوع اتهامی ندارد ؟!!
متاسفانه این شیوه ناصحیح بازجویی برای بار اول نیست که انجام می گیرد در دستگیری بار نخست من در تابسان ۱۳۸۶ نیز تقریبا روندی مشابه طی شد و چندی پیش نیز قاضی دادگاه عمومی در خصوص پرونده سه دانشجوی دربند دانشگاه امیرکبیر در حکم صادر به صراحت اذعان می دارد «حتی یکی از نامه ها، که طبق گزارش اداره اطلاعات به عنوان مدرک تشکیلاتی ذکر شده، حکایت از روند غیرصحیح بازجویی…دارد» وبسیاری از فعالین سیاسی و مدنی نیز تجربه این روند ناصحیح بازجویی را داشته اند و درباره خودم باید بگویم عملا بازداشت موقت به وسیله ای برای ارعاب، پرونده سازی و پیگیری اغراض سیاسی بدل شده است و برای من جای این سوال باقی است که چه زمانی جلوی این نحوه بازجویی گرفته می شود و با متخلفین برخورد می شود؟
لذا با توجه به موارد فوق اینجانب ضمن تقاضای تبرئه خود خواهان جبران خسارتهای وارده به من به دلیل این بازداشت هستم. ازسوی دیگر خواهان آن هستم که متن کلیه بازجویی های من منتشر شود زیرا سوالات مطرح شده به خوبی تلاش برای جلوگیری از اعتراضم به تخلفات برخی مسئولین و نقض حقوق بشر واغراض سیاسی دستگیری غیرقانونی من، تداوم بازداشتم با وجود صدور قرار وثیقه و عدم ارائه گزارش به دادستانی در مورد بازجویی ها را آشکار می نماید و یادآور می شوم در مراحل بازجویی سوالات و مطالبی در مورد افراد مختلف از اصلاح طلبانی مانند آقای کروبی-رئیس سابق مجلس- تا افرادی از قبیل آقای علی افشاری و خانم فاطمه حقیقت جو، گروههای سیاسی، فعالین مدنی و دانشجویی و دفترتحکیم وحدت مطرح شده است و درضمن آن با استفاده از تهدید و تطمیع وعده آزادی مرا می دادند در حالی که بازداشت من غیرقانونی بود و قراروثیقه ام صادر شده بود. هرچند بازجویان به مقصد خود نرسیدند اما انتشار متن بازجویی های من بسیاری ازاین مسائل را روشن خواهد نمود و امیدوارم از تکرار مجدد آن جلوگیری نماید.
درنهایت علی نیکونسبتی در حالی به دلیل شرکت در تجمع در دانشگاه امیرکبیر و حمایت از سه دانشجوی بی گناه امیرکبیر با شکایت مدعی العموم و به جرم اخلال در نظم عمومی محکوم شد که حامیان دولت در اردیبهشت ۱۳۸۶ از سراسر کشور با امکانات دولتی به دانشگاه امیرکبیرمی آمدند ودر اژاء فریاد محاکمه دانشجویان بی گناه امیزکبیر پذیرایی نیز می شدند و مدعی العموم هیچگاه از آنها شکایت ننمود.
منبع: خبرنامه امیرکبیر
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 11:25 |
لینک ثابت |

سه دانشجوی دختر یک دانشگاه در آذربایجان شرقی که مورد تعرض کارکنان این دانشگاه قرار گرفتهاند، از ترس بیآبرویی و اخراج، حاضر به شکایت از عاملان این حادثه ناگوار نیستند.
در ادامه سلسله حوادث تلخ دانشگاهها در زمان دولت نهم و دوران تصدی زاهدی بر وزارتخانه علوم، تحقیقات و فناوری، سه دانشجوی دختر از شروع سال جدید تحصیلی در مهرماه ۸۶ در سه مرحله و به طور جداگانه مورد تعرض سه تن از کارکنان دانشگاه قرار گرفتهاند که به دلیل تهدید مسوولان حراست دانشگاه، حاضر به شکایت از مسببان ابن حادثه نیستند.
بر اساس شنیدهها، از مهر سال ۸۶ تاکنون یک فرد مسوول در حراست دانشگاه، یک استاد و مسوول آزمایشگاه و یک راننده سرویس دانشگاهی در تبریز، سه دانشجوی دختر را مورد تجاوز قرار دادهاند. در ابتدای سال ۸۷ دانشجویان در اعتراض به این اتفاقات ناگوار و بیتفاوتی مسوولان ذیربط در برخورد با عاملان آنها، چندین تحصن اعتراضآمیز برگزار کردند و خواستار برکناری معاونت دانشجویی و رییس حراست این دانشگاه شدند.
بر اساس این گزارش، از مسببان این حوادث تنها راننده سرویس دانشگاه که از حمایتی برخوردار نبود، از کار خود اخراج شد اما با دو متعرض دیگر تاکنون برخوردی صورت نگرفته و آنها همچنان بر سر کار خود حاضر میشوند.
گفتنی است مسولان حراست این دانشگاه، دانشجویان مورد تعرض قرار گرفته را تهدید کردهاند که در صورت شکایت از عاملان این حوادث یا انتشار اخبار مربوط به آن، آنها را به دلایلی چون داشتن رابطه دوستانه با دانشجویان پسر از دانشگاه اخراج خواهند کرد.
بنا بر این گزارش، تلاش خبرنگار دسترنج برای اطلاع بیشتر از کم و کیف این واقعه ناگوار به علت حاکم بودن فضای رعب و وحشت بر دانشجویان این دانشگاه نتیجهای در بر نداشت.
طبق رویه قضایی مرسوم و آیین|نامههای انضباطی، اگر حراست دانشگاه از رسیدگی به این تجاوز سرباز زند، مسولان حراست وزارت علوم مسوول مستقیم رسیدگی به این پرونده هستند. در صورت خودداری وزارت علوم از اجرای وظایف قانونی، مسولان قضایی استان و شهرستان و در نهایت مسوولان قوه قضاییه مرجع پیگیری این جرم مشهود هستند. صرف اطلاع دادگستری از جرمی اینگونه از طریق رسانهها یا شیوع خبر به اشکالی دیگر، کفایت میکند تا دادستان علیه مجرمان وارد عمل شده و به پرونده رسیدگی کند. متاسفانه با وجود پخش خبر این واقعه دردناک، تاکنون هیچ مقام قضایی به نفع دفاع از حقوق دانشجویان آسیبدیده وارد عمل نشده است.
این وقایع تلخ در حالی رخ میدهد که در زمان حاکمیت دولت نهم، دانشگاه محل بروز موارد متعددی از برخورد نامناسب و تعرض به دانشجویان دختر از سوی مسولان حراست بوده است که با توجه به محدودیتهای ایجادشده در امر اطلاعرسانی و کوتاهی مسوولان ذیربط در رسیدگی به این موارد متجاوزان و حرمتشکنان از عواقب قانونی اعمال خود معاف و تجاوزشدگان حتی از ابتداییترین حقوق قانونی خود نظیر شکایت از عاملان حوادث محروم ماندهاند.
از جمله این موارد، تجاوز یکی از ماموران حراست دانشگاه کرمانشاه به یک دختر دانشجو در سال ۸۵ بود که در نهایت با اخراج دختر دانشجو و برکناری مامور حراست فیصله یافت. انتخابات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی در همان سال شاهد برخوردهای زننده و نامناسب نیروهای حراست با دانشجویان دختر بود. در برگزاری این انتخابات که با ممانعت نیروهای حراست روبرو شد، تفتیش واحد به واحد سرویسهای بهداشتی دخترانه برای به دست آوردن صنوق رایگیری توسط ماموران حراست و نثار الفاظ رکیک و اهانتهای ناموسی به دانشجویان دختر و حتی ضرب و شتم آنها صحنههای تلخی را رقم زد که هیچگاه از حافظه تاریخی دانشگاهیان پاک نخواهد شد.
با بروز این حوادث ناگوار برای دانشجویان دختر بهویژه ضایعه تجاوز به عنف از سوی مسوولان مختلف دانشگاه، به نظر میرسد پدیده هتک حرمت زنان در کوی و برزن توسط اشرار و دزدان نوامیس به دانشگاه نبز راه یافته است. با انتشار این اخبار دانشگاه که تا پیش از این حریمی امن برای زنان و دختران شناخته میشد، به واسطه عملکرد مسولانش و نه دانشجویان پسر، اعتبار امنیتیش خدشهدار شده است.
در زمان دولت قبلی، جریانهای حامی دولت نهم نسبت به وضعیت روابط دختر و پسر در دانشگاه حساسیت ویژهای به خرج میدادند و با انتقاد از شرایط آن روز دانشگاه، دولت اصلاحات و وزارت علوم را به سهلانگاری درباره اصول شرعی و روابط زن و مرد در دانشگاه متهم میکردند. برگزاری یک میتینگ یا همایش دانشجویی کافی بود تا مدعیان دین و قرآن وا اسفا سر بدهند و با مستمسک قرار دادن یک عکس از چند تار موی بیرون مانده یک دانشجو، اسلام را از دست رفته بدانند. کفنپوشان در دسترس بودند تا با انتشار یک نشریه دانشجویی گریبان خویش بدرند و از جمکران تا پاستور سینهزنان تظاهرات کنند اما با این وجود دانشگاه امنتر بود و هیچ راننده سرویسی به خود اجازه نمیداد از تنهایی یک دانشجو سوءاستفاده کند. ماموران حراست این مقدار گستاخ نبودند تا به دستشوییهای دخترانه سرک بکشند و در وقت مقتضی به نیات پلید خود عمل کنند.
سردمدارن جریان حاکم در دولت فعلی که خود از بانیان انقلاب فرهنگی بودند و در جهت انقلاب فرهنگی دوم پروژههای مختلفی از جمله وقایع دانشگاه امیرکبیر و بازنشسته کردن اجباری اساتید را طراحی کردهاند، تاکنون از کنار وقایعی چون تجاوز به دختران بیپناه دانشجو بیتفاوت عبور کردهاند.
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 15:15 |
لینک ثابت |
جلوه جواهری، از فعالان کمپین یک میلیون امضاء، به دادگاه انقلاب احضار شد.
جلوه جواهری، به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» در خصوص همکاری با سایت «تغییر برای برابری» در آذرماه سال گذشته بازداشت شده بود. وی که به همراه مریم حسین خواه، یکی دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضاء و با اتهامی مشابه نزدیک به یک ماه در زندان اوین به سر برده بود، سرانجام با وثیقه ۵ میلیون تومانی از زندان آزاد گردید.
برگه احضاریه جلوه جواهری، به نام شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب است، و تاریخ تشکیل دادگاه وی، روز ۱۲/۵/۸۷ مقرر شده است. چندی پیش، مریم حسین خواه نیز برای تاریخ ۲۸/۳/۸۷ به شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب احضار شده بود.
مدرسه فمینیستی
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:2 |
لینک ثابت |
افشین ابراهیمی جم عزیز
درگذشت نا به هنگام پدر عزیزتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت می گوییم و ضمن همدردی با شما آمرزش آن بزرگوار را از درگاه باری تعالی خواستاریم.
روحش شاد و یادش گرامی
اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 1:1 |
لینک ثابت |
اعضای هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. رضا عرب، مهدی داودیان، میلاد حسینی کشتان ، آرنوش ازرحیمی و سیاوش صفوی (اعضای هیات موسس) به همراه محمد فکری مدیر مسئول نشریه دانشجویی رویداد و عادل اسلامی دبیر شورای صنفی دانشکده علوم انسانی به کمیته انضباطی احضار شدند. اعضای هیات موسس امروز ظهر در اعتراض به این امر به صورت دسته جمعی در اتاق رییس دانشگاه حاضر شدند و با وی به مذاکره نشستند.
رضا عرب سخنگوی هیات موسس انجمن اسلامی در گفت و گو با خبرنامه امیرکبیر در مورد این احضارها و اعتراض انجمن اسلامی چنین می گوید: “اعضای هیات موسس انجمن اسلامی از اول هفته به طور جداگانه به کمیته انضباطی احضار شدند و باید در وقت های تعیین شده خود را به دبیر کمیته انضباطی معرفی می کردند. اما ما به طور دسته جمعی در دفتر دبیر کمیته حاضر شدیم و پس از آگاهی از دلایل احضار، به اتاق ریاست دانشگاه وارد شدیم و با وی به مذاکره نشستیم.”
او در مورد دلایل احضارشان و مذاکره با رییس دانشگاه گفت: “دلیل احضار مشخصا برنامه ریزی جهت برگزاری تجمع، تحصن و جمع آوری امضا در روز اول اردیبهشت در اعتراض به نصب دوربین در مقابل درب کلاسها بود. اعتقاد ما بر این بود که این اقدام دانشگاه صرفا به قصد به تعویق انداختن پروسه قانونی شدن انجمن اسلامی است. از این رو به اتاق آقای علیزاده رفتیم. علیزاده با وجود بیان بی اطلاعی خود از این احضارها و انداختن مسولیت احضار به گردن حراست، قول پیگیری موضوع و خدشه وارد نشدن به جریان قانونی شدن انجمن اسلامی را داد.”
علاوه بر این تجمعی جمعه شب گذشته در خوابگاه نواب دانشگاه مازندران در اعتراض به وضعیت بد آب آشامیدنی این خوابگاه توسط دانشجویان این خوابگاه برگزار شد که منجر به توزیع آب معدنی در خوابگاه شد.
منبع: خبرنامه امیرکبیر
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 ساعت 23:58 |
لینک ثابت |
مریم حسین خواه، از فعالان جنبش زنان به دادگاه انقلاب احضار شد. وی از جمله فعالان زنی است که در ۱۳ اسفند سال گذشته در مقابل دادگاه انقلاب دستگیر شد.
از آنجا که وی در موعد برگزاری دادگاهش، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق انتشار مطلب در سایت های تغییر برای برابری و زنستان در زندان اوین به سر می برد و نتوانست در دادگاه حاضر شود، به نظر می رسد این احضاریه مربوط به پرونده ۱۳ اسفند باشد.
بر اساس این احضاریه حسین خواه باید ۲۸ خرداد ماه در دادگاه حاضر شود.
منبع:تغییر برای برابری
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 23:32 |
لینک ثابت |

در حالیکه بیش از ۱۰ ماه از بازداشت صباح نصری و هدایت غزالی دو دانشجوی کرد دربند می گذرد، این دو دانشجو همچنان در وضعیت بلاتکلیف و تحت فشار در زندان اوین نگهداری می شوند. اولین جلسه دادگاه این آنان بصورت غیرعلنی و بدون حضور وکیل مدافع برگزار شد که این دو دانشجو اتهامات وارد به خود را رد کردند. نصری و غزالی خواستار تبدیل قرار بازداشتشان به قرار وثیقه، پس از گذشت ۱۰ ماه از زندانی بودن، می باشند ولی تاکنون با این خواسته موافقت نشده است.
صباح نصری دانشجوی علوم سیاسی دانشکده حقوق دانشگاه تهران و هدایت غزالی دانشجوی روانشناسی دانشگاه علامه می باشند که چند ماه در زندان سنندج در بازداشت بوده و هم اکنون در بند ۲۰۹ زندان اوین تهران نگهداری می شوند. این دو دانشجو رنجنامه ای را منتشر کردند که متن آن به شرح زیر می باشد:
گاه می پنداریم که سکوت بهترین پاسخیست به آنچه در حال وقوع است، پاسخی که ترجمان آن منحصر به کسانیست که این زبان را می دانند. چرا که به خاطر نجابت سیاسی و ترس از شخصیت سازیهای حبابی رسانه ای خود را از واکنشهای هیستریک برحذر داشته یم. اما در این میان اطاله ی دادرسی و بلاتکلیفی طولانی مدتمان تصوراتی را به اشتباه به ما منتسب نموده است که نمی توان در مقابل آنها چیزی نگفت.
بیش از ده ماه از دستگیریمان می گذرد؛ در این مدت هفت بار از بازداشتگاهی به بازداشتگاه دیگر و از زندانی به زندان دیگر منقل شده ایم. در مدت چهار ماه حبسمان در بازداشتگاههای اطلاعات سنندج و تهران به کرات مورد بازجویی قرار گرفته ایم. دو بار از سنندج به تهران و از تهران به سنندج منتقل شده ایم و آخرین دفاعیاتمان را دو بار مکتوب کرده ایم. طی سه بار ارجاع پرونده ما به باز پرسی، قرار وثیقه صادر شده اما دادستان همواره مخالفت نموده است. در این میان جهت رفع اختلاف بازپرس و دادستان سه بار پرونده به دادیار قضایی ارسال شده و یک دفعه نیز به شعبه تشخیص صلاحیت دیوانعالی کشور در قم ارجاع گردیده است. در پایان این پروسه، مامور اصلی بررسی پرونده یعنی بازپرس قرار منع تعقیب دال بر بیگناهیمان صادر نمود اما در مقابل دادستان اقدام به انتساب اتهام و صدور کیفر خواستی جدید نموده است.
امروزه در فضای زندان آنچه را دیروز در دانشگاه و در لابلای کتابها و خاطرات می خواندیم، تجربه می نماییم و می بینیم که استیلای سیاست بر حقوق تا چه حد می تواند مشکل آفرین و چالش گر عدالت باشد. البته ما پیشاپیش برائت خود را از وجدان های بیداری گرفته ایم که فریاد حق خواهی و ظلم ستیزی را همواره سر داده اند. گویی این سرنوشت داستان مکرری است که بارها خوانده و شنیده ایم اما این بار خود آن را تجربه می کنیم. داستانی که به دفعات در تاریخ ملیمان تکرار شده و همواره از ابتدا باورپذیری خود را از واقعیت زندگی مردم به دست آورده است.
اتهام ما با استناد به محتویات پرونده ؛ تجمع در دانشگاه به مناسبت روز جهانی زبان مادری و همچنین فعالیت در نشریه دانشجویی مجوزدار “روژامه” است، که به زعم مسئولین قضایی هر دوی آنها در راستای منافع اپوزیسیون سیاسی در کردستان بوده است. اما بر همگان آشکار است که واقعیات و خواستهایی از این قبیل بازتاب زندگی اجتماعی دوران کنونی است. و دم فروبستن عامه مردم به معنای عدم درک این مسائل و پذیرش وضع موجود از سوی آنان نیست. ما نیز با توجه به وظیفه اجتماعی و انسانیمان صرفا خواسته ایم تناقضات و مشکلات موجود جامعه را در محیط دانشگاه که قاعدتا باید تحمل انتقادات و گفتمان های متفاوت را داشته باشد، بیان نماییم.
زبان بخش عمده ای از هویت فرهنگی-تاریخی یک ملت است و پاسداشت آن از نظر ما نمی تواند به عنوان یک اتهام مطرح گردد، چه رسد به آنکه از طریق آن مجرم شناخته شویم. و اگرچنین نیز باشد به سر بردن در یک بلاتکلیفی ده ماهه و بلکه بیشتر نمی تواند ما را از استیفای آن منع کند. تاسف ما از این است که طرح بنیادی ترین خواسته ها و مطالبات انسانی با چنین هزینه ای روبروست. ما خواهان آنیم که حاکمیت آستانه تحمل خود را بالا برد تا درمقابل نیش قلم یک نشریه دانشجویی با آن گستره محدود پخش این گونه بر آشفته نشده و به کلی گویی نیفتد؛ مبادا موجد تصورات و اتهامات بی اساسی گردد که طی این مدت همواره منکر آن بوده ایم. در این باره طی جابه جایی های مکرر در محاصره مامورینی امنیتی، سنگینی نگاههای پر سوال مردمان را بر شانه های خویش چنان حس می کردیم که “جخ،امروز از مادر نزاده ام / عمر جهان بر من رفته است”. دلتنگ آن بودیم داد برآورده آنچه را که به خاطر آن دربندیم، بازگوییم. اما این پرسش به سرعت صدایمان را در خود فرو می برد که “فریاد هم برآوردیم ؛ آیا برای این مردمان مهم است؟!” این همان انفعال سیاسی عمومی است که همواره با آن سوخته ایم ولی امروزه مطمئنا با آن نخواهیم ساخت.
امروز از به آغوش گرفتن گرم پدر و مادر پیرمان بعد از طی صدها کیلومتر راه و ماهها انتظار برای نیم ساعت ملاقات حضوری تا چشم به راه بودن همیشگیشان، به رنج و انتظار والدین فرزندانی همچون خود در سالیان دیگر می اندیشیم.
حالمان خوب است و همچنان امیدوار. زندان را نه بن بست که گذرگاهی برای کسب تجربه های جدید یافته ایم، تنها اندکی دلمان برای مردمی که در نبود عدالت و آزادی هنوز زندگی را فراموش نکرده اند تنگ شده است.
صباح نصری و هدایت غزالی
زندان اوین
منبع: خبرنامه امیرکبیر
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 ساعت 10:41 |
لینک ثابت |
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان نیز مخالفت خود با اعدام و به خصوص اعدام نوجوانان را اعلام می دارد و خواستار آزادی هر چه سریعتر علی مهین ترابی، رضا علی نژاد، دلارا دارابی و دیگر کودکان ، نوجوانان و جوانان از زندان است.
علي مهين ترابي نوجواني که در سن 16 سالگي و در طي نزاعي دسته جمعي در مدرسه متهم به قتل همکلاسي خود گشته بود و عليرغم رد اتهام توسط وي و نواقص پروند سرانجام ازسوي شعبه 33 دادگاه عمومي بررسي مجرمان نوجوان درکرج به مجازات اعدام محکوم شده است . پس از تائيد حکم در ديوان عالي کشور و بي نتيجه ماندن تلاش شوراي حل اختلاف ، پس از 5 سال تحمل زندان سرانجام اجراي حکم اعدام اين نوجوان به اجراي احکام زندان رجايي شهر کرج ابلاغ گرديد.
هر چند سازمانهاي مدافع حقوق بشري ، اتحاديه اروپا و بالاخص سازمان عفو بين الملل در سال 2007 طي گزارشي مفصل از حکومت جمهوري اسلامي درخواست توقف حکم اعدام اين نوجوان را نموده بودند و عليرغم اينکه ايران کشوري است که عضو «پيمان بين المللي حقوق مدني و سياسي» و «آي. سي. سي .پي. آر» ، است و تعهد کرده است که مجرمين زير سن قانوني را اعدام نکند اما حکومت جمهوري اسلامي که بالاترين آمار اعدام کودکان را در دنيا دارست اکنون حکم اعدام اين نوجوان را در آستانه اجرا قرار داده است.
مسلم است توقف حکم اعدام اين نوجوان تلاش بي دريغ مدافعان حقوق بشر و اصحاب رسانه اي را مي طلبد . همچنين در ذيل نامه اي از اين نوجوان اعدامي مورخه آذر ماه سال گذشته جهت تنوير افکار عمومي مي آيد :
نامه علی مهین ترابی از زندان را در ادامه مطلب مطالعه کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 14:11 |
لینک ثابت |
از این هفته، به صورت هفتگی، برنامه های هفته آینده انجمن بر روی تارنگار انجمن قرار داده می شود. این برنامه ها شامل: مجمع عمومی، کارگاه های گوناگون، برنامه های آموزشی، اطلاعیه های نشریه و ... است. هم چنین از علاقمندان به برگزاری کارگاه های آموزشی دعوت می شود که برای برگزاری برنامه های خود، با دفتر انجمن هماهنگی به عمل آورند.
برنامه های هفته جاری انجمن:
سه شنبه - ۲۴ اردی بهشت ۱۳۸۷ - کارگاه اقتصاد کلاسیک - برگزار کننده: بهرام واحدی - زمان: ۱۲ الی ۱۴ - مکان: کلاس ۹ فنی(روبروی دفتر انجمن)
برنامه های هفته آتی (۲۸ اردی بهشت الی ۲ خرداد)
یک شنبه - ۲۹ اردی بهشت- کارگاه حقوق دانشجو - زمان: ۱۲ الی ۱۴- مکان: کلاس ۹ فنی(روبروی دفتر انجمن)
دو شنبه - ۳۰ اردی بهشت- گفت و گوی سیاسی - برگزار کننده: میلاد سرحدی- زمان: ۱۲ الی ۱۴- مکان: کلاس ۹ فنی (روبروی دفتر انجمن)
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 ساعت 13:46 |
لینک ثابت |
در پی ارائه گزارش «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به دادستانی در خصوص یکی از شماره های نشریه دانشجویی «خط صفر»، مجید توکلی، مدیرمسئول این نشریه توقیف شده، بار دیگر به دادگاه احضار شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر مجید توکلی که از ۱۹ اردیبهشت سال گذشته به اتهام انتشار نشریات جعلی و موهن در زندان به سر می برد، در آستانه سالگرد بازداشت خود بار دیگر توسط دادستان تهران احضار و مجددا تفهیم اتهام شد.
لازم به ذکر است در پرونده قبلی، که مربوط به نشریات موهن بود، مجید توکلی به همراه احسان منصوری و احمد قصابان ابتدا در دادگاه عمومی تبرئه شدند و قاضی مستندات موجود در پرونده را کاملا مردود دانست و اعترافات اخذ شده از این سه دانشجو را تحت فشار و شکنجه تشخیص داد. اما این حکم تحت فشار شدید نیروهای امنیتی و دادستان تهران و معاون امنیت وی، قاضی حداد، در دادگاه تجدیدنظر شکسته شد و آن ها به ۲۲، ۲۶ و ۳۰ ماه حبس محکوم شدند.
در پاییز سال ۸۶ احضاریه ای در زندان به دست مجید توکلی رسید که در آن ضمن معرفی «قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» به عنوان شاکی این دانشجو، بدون آن که عنوان اتهامی و موضوع شکایت ذکر شود، از وی خواسته شده بود خود را به دادسرای کارکنان دولت معرفی نماید. جالب آن که در حالی که مجید توکلی چندین ماه بود که در «بازداشت موقت» به سر می برد، در احضاریه ارسالی تاکید شده بود «در صورت عدم مراجعه در موعد مقرر حکم جلب صادر خواهد شد».
روز دوشنبه، ۱۶ اردیبهشت، در حالی که کمتر از یک ماه از اعلام حکم نهایی دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت این سه دانشجو می گذشت از توکلی خواسته شد بار دیگر خود را برای مراجعه به دادگاه آماده کند. روز سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت، پس از انتقال این دانشجو از زندان به دادسرای کارکنان دولت مشخص شد این مسئله مربوط به احضاریه ای است که چندین ماه پیش به دست او رسیده بود.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر قاضی شعبه ۹ بازپرسی دادسرای کارکنان دولت با تفهیم اتهام «نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی» به مجید توکلی، پرونده جدیدی را برای وی گشود. تفهیم اتهام توکلی در بازپرسی بدون اطلاع و حضور وکیل وی انجام شد. قاضی ابتدا اعلام کرد شاکی این پرونده «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران» بوده که از شماره ۱۵ نشریه دانشجویی «خط صفر»، منتشره در تاریخ ۲۳ آبان ۸۵، شکایت کرده است.
عناوین اتهامی توکلی به این شرح بوده است: انتشار نتایج یک نظرسنجی غیرمعتبر با عنوان «کاهش شدید محبوبیت دولت» به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب کذب و غیرواقعی پیرامون بیانات رهبری در سمنان به منظور تشویش اذهان عمومی، انتشار مطالب غیرواقعی در مورد سفرهای استانی رئیس جمهور و توهین به رئیس جمهور.
در خبر مندرج در نشریه، نتیجه یک نظرسنجی که کاهش محبوبیت احمدی نژاد، اختلاف نظر مردم با وی و… را نشان می داده آمده است. «معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله سپاه» ادعا کرده که این نظرسنجی غیر معتبر بوده و این دانشجو با انتشار نتایج این نظرسنجی مرتکب «نشر اکاذیب» شده است. شکایت «قرارگاه ثارالله سپاه»، که یکی از ارگان های اصلی سپاه محسوب می شود، از یک نشریه دانشجویی، آن هم در خصوص انتشار یک نظرسنجی، عجیب و غیرمعمول است.
مجید توکلی ضمن رد این اتهام، نظرسنجی مندرج در نشریه توقیف شده خود را به نقل از خبرگزاری رسمی «آفتاب» ذکر کرد. توکلی همچنین با ایراد اشکال در اصل شکایت، «قرارگاه ثارالله سپاه» را فاقد صلاحیت شکایت در این خصوص دانست، که قاضی در پاسخ اعلام کرد: «گزارش این تخلف از سوی این ارگان به دادستانی ارسال شده و شکایت از سوی دادستانی یا مدعی العموم صورت گرفته است». توکلی همچنین نسبت به عدم حضور وکیل خود در این جلسه اعتراض کرد.
این دانشجو همچنین در ادامه قوه قضاییه را فاقد صلاحیت رسیدگی به تخلفات نشریات دانشجویی دانست و عنوان کرد: «طبق آیین نامه نشریات دانشجویی تخلفات نشریات بایستی در کمیته ناظر بر نشریات در داخل دانشگاه رسیدگی شود و تنها با تشخیص کمیته ناظر بر نشریات است که پرونده تخلف نشریه دانشجویی به قوه قضاییه ارسال می شود. در حالی که هیچ یک از این مراحل در خصوص این شکایت طی نشده و شکایت مدعی العموم نیز فاقد وجاهت قانونی است».
در پایان در حالی که مجید توکلی همچنان پس از گذشت یک سال در زندان به سر می برد، قاضی برای وی قرار التزامی به مبلغ ۵۰ میلیون ریال صادر کرد و از وی خواست در صورت احضار مجدد، بلافاصله خود را به دادگاه معرفی نماید، که در غیر این صورت قرار التزام ۵۰ میلیون ریالی وی به اجرا گذاشته خواهد شد.
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 ساعت 17:6 |
لینک ثابت |
درخواست تجدید نظر میلاد عزیزی، دانشجوی فلسفه دانشگاه تهران، نسبت به حکم کمیته انضباطی رد شد.
وی به دلیل شرکت در تجمعات دانشجویان در ۱۸ و ۲۱ آذر حکم محرومیت از تحصیل دریافت کرده بود. حکم محرومیت وی در حالی قطعی می شود که نیمی از ترم تحصیلی جاری سپری شده و وی اکنون از ادامه تحصیل در این ترم محروم شده است.
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 ساعت 10:2 |
لینک ثابت |
امروز صبح، ساعت ۶ بامداد، در حالی تحصن ۱۶۰ ساعته دانشجویان در دانشگاه صنعتی سهند تبریز خاتمه یافت، که متحصنین موفق شدند بجز بند اول که در ادامه ذکرش خواهد رفت در تمامی چهار بند دیگر یعنی عذر خواهی معاونت آموزشی دکتر قالیچی از جمع سی نفره دانشجویان فعال، بررسی مسائل و احکام کمیته های انضباطی در کمیته تجدید نظر با حضور نمایندگان منتخب دانشجویان طی هفته آینده، عدم تفکیک جنسیتی و عدم تبعیض در فعالیت های فرهنگی میان تشکل ها در امور منتسب به امور فرهنگی به خواسته های مطلوب خود دست یابند. بند اول نیز با توجه به حتمی بودن برکناری دکتر زاهد معاونت دانشجویی فرهنگی در ماه های آینده و خارج بودن توان دانشگاه در برکناری حسینی ریاست حراست، دانشجویان به اکثریت بالایی از خواسته های خود دست یافتند و برای اولین بار پس از روی کار آمدن دولت جدید، جنبش دانشجویی موفق به کسب نتایجی گشت که در خور دانشجویان و جنبش آنهاست. توجه به بندهای درخواستی در این تحصن که هر کدامشان در هر دانشگاهی موردی برای تحصن و تجمع است، نشان از بزرگی حرکتی بود که سهند از پس آن برآمد.
در این تحصن که نزدیک به پنج روزش را متحصنین در اعتصاب غذا بودند، ۳۴ نفر دست به اعتصاب غذا زدند و ۲۸ مورد به مراکز درمانی منتقل گشتند که حال برخی در زمان انتقال بسیار وخیم بود اما هم اکنون تمامی دانشجویان در شرایط مطلوب بسر می برند. دانشجویان در پایان امضای کتبی ریاست دانشگاه دکتر چناقلو را برای مصونیت افراد فعال در بخش های مختلف تحصن دریافت کردند و برگ دیگری پیروزی شان را به رخ کشاندند. دانشگاه های خواجه نصیر الدین طوسی تهران، تربیت معلم تهران، شیراز، سیستان و بلوچستان، آزاد تبریز، سمنان، تربیت معلم تبریز و دانشگاه تبریز حمایت رسمی خود را از طریق بیانیه ها اعلام نمودند. ضمن آنکه دانشگاه آزاد تبریز دیروز در تجمعی که دو ساعت به طول انجامید خواستار پیگیری مسئولین بلندپایه نسبت به فجایع انسانی در حال رخ دادن در سهند شدند و با اینکار دلگرمی عجیبی به متحصنین دادند. ضمنا دانشجویان دانشگاه تبریز با کمک مالی خود حمایتشان را از حرکت دانشجویان سهند اعلام نمودند تا ضرورت پیوند میان جنبش های مختلف خود را از بیش از پیش نشان دهد. متحصنین در پایان با سوگندی اعلام کردند دیگر بار و دیگر بار در کنار هم خواهند ایستاد و خواهند خواند؛ و اینچنین ضرورت حضورشان در جنبش دانشجویی را نشان دادند.
دانشجویان متحصن دانشگاه سهند، در کنار هم ایستادند و از بودن به شدن گذر کردند، و آزادی شان را از آنچه که در بندشان کرده بود فریاد زدند. وینان آزادی خواهان وجودشان بودند و برابری طلبان انسانیت. آزادی شان را فریاد زدند و برابری را با مبارزه دوشادوش هم دریافتند. چنان سوگند خوردند و بر سوگندشان درود فرستادند و دیگر بار سوگند خوردند که تا هستند کوه از استواری شان سست میشود و زمین از پای کوبی شان دهان باز می کند؛ که تا هستند با هم باشند و تا هستند مبارز باشند. سهند دوباره خروشید، عشقها فریاد شدند، فریادها رها شدند، رهایی نفس کشید، و نفس آزادی را طلب کرد. و آزادی، دوشادوش برابری مرد و زن ،بزرگ و کوچک، پدر و پسر، شاه و برده، ارباب و بنده، و، دانشگاه و دانشجو نفس کشید.
اتحاد، مبارزه، پیروزی
دانشجویان متحصن دانشگاه صنعتی سهند تبریز
ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 19:45 |
لینک ثابت |
دانشجویان محترم دانشگاه زنجان:
با عرض پوزش به اطلاع می رساند، جلسه مناظره بین آقایان احمد زید آبادی (روزنامه نگار و فعال سیاسی) و مهدی محمدی (دبیر واحد سیاسی روزنامه کیهان) به دلیل کارشکنی های برخی مسئولین لغو شد.
به استحضار می رساند، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، حدود دو هفته پیش، درخواست مراسمی پیرامون آزادی مطبوعات با سخنرانی آقای زیدآبادی به هیات نظارت و تشکل های دانشجویی داد و طبق ابلاغ کتبی هیات نظارت با برگزاری این مراسم بدون هیچ شرطی موافقت شد. ضمنا یکی از اعضای هیات نظارت از انجمن اسلامی درخواست کرد که برنامه فوق به صورت مناظره برگزار شود، انجمن اسلامی نیز طی نامه ای از اداره کل ارشاد زنجان درخواست نمود که یک نفر را به عنوان طرف دوم مناظره معرفی نمایند.
مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی زنجان اعلام کرد که آقای مهدی محمدی به عنوان سخنران و طرف دوم مناظره در این مراسم حضور می یابد و از انجمن اسلامی درخواست کرد طی فکسی به شماره ۳۸۵۱۲۶۱۰-۰۲۱ دعوت نامه رسمی را فکس نماید و انجمن اسلامی نیز از طریق تلفکس معاونت فرهنگی دانشگاه دعوت نامه آقای مهدی محمدی را به شماره فوق فکس کرد.
مدیر کل ارشاد استان زنجان، بعد از حدود یک هفته و نیم، و ۲۴ ساعت قبل از شروع مراسم و بعد از تبلیغات مراسم آن هم به صورت تلفنی، اعلام کرد که وزارت ارشاد مصلحت نمی بیند پاسخگو باشد و حاضر به مناظره پیرامون فضای مطبوعاتی کشور نیست. سپس انجمن اسلامی به پیشنهاد نماینده محترم نهاد رهبری با ۶نفر از روزنامه نگاران اصولگرای مطرح کشور تماس برقرار کردو نه تنها آن ۶نفر بلکه بیش از ۱۰نفر دیگر از روزنامه نگاران، سردبیران و مدیران مسئول روزنامه ها و نشریات نزدیک به دولت نهم، حاضر به شرکت در جلسه فوق نبودند و هر کدام به نوعی طفره می رفتند.
طبق خبر بعضی از سایت های خبری وابسته به دولت، آقای مهدی محمدی قصد شکایت از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان را دارند.
در پایان انجمن اسلامی ضمن ابراز تاسف برای طراحان این سناریوی از پیش طراحی شده که همواره پشتوانه دانشجویی انجمن اسلامی خاریست بر چشم آنان، اعلام می دارد، انجمن اسلامی که تمام فعالیت های آن بر پایه قانون استوار است، هیچ وقت از اهداف آزادی خواهانه خود باز نخواهد ایستاد.
برای دیدن مجوز برنامه و نامه ارسالی به مهدی محمدی به ادامه مطلب مراجعه کنید.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 14:13 |
لینک ثابت |
خبرنامه امیرکبیر: در حالیکه چند ماهی بیشتر از آغاز به کار مجدد انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان نمی گذرد، مهدی محمدی دبیر سیاسی روزنامه کیهان با تهدید این تشکل دانشجویی، خواستار لغو مجدد مجوز این انجمن شد.
طی روزهای گذشته پوسترهایی در دانشگاه زنجان مبنی بر مناظره محمدی و زیدآبادی نصب شده است که در پی آن محمدی خواستار لغو مجوز انجمن اسلامی زتجان به بهانه عدم آگاهی وی از پخش تبلیغ این مناظره شد. محمدی در صحبتهایی که سایت رجانیوز متعلق به فاطمه رجبی، همسر سخنگوی دولت، منعکس کرده است، از اینکه اطلاعیه های مناطره وی با زیدآبادی در دانشگاه زنجان نصب شده است، اظهار بی اطلاعی کرد و گفت: انجمن اسلامی دانشگاه زنجان این اطلاعیه را بدون هماهنگی با من نصب منتشر کرده است.
وی افزود: “انجمن اسلامی دانشگاه زنجان باید هرچه سریعتر چنانچه مدارک و مستنداتی مبنی بر دعوت قبلی از اینجانب دارد، منتشر نماید و در غیر این صورت از این انجمن شکایت کرده و در خواست لغو مجوز آن را مطرح خواهم کرد.”
لازم به یادآوری است انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان از ۲۰ بهمن مجددا شروع به کار کرده است. هفته گذشته موسوی لاری، وزیر کشور دوران خاتمی، که به دانشگاه زنجان رفته بود با پرسشهای دانشجویان در مورد واقعه ۱۸ تیر ۷۸ مواجه شده و همچنین دانشجویان به احکام حبس ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکیبر اعتراض کردند.
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387 ساعت 11:53 |
لینک ثابت |

وزير سابق كشور گفت: خواست ملت ايران از قرن گذشته ،اداره جامعه بر محور قانون بوده به نحوي كه تك تك آحاد ملت در اداره جامعه نقش و قدرت تصميمگيري داشته باشند و در اين روند حرف اول و آخر را قانون بزند.
حجتالاسلام و المسلمين عبدالواحد موسوي لاري که به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان در دانشگاه زنجان سخن ميگفت به بررسي خواست مردم ايران در يكصد سال گذشته پرداخت و افزود: از حدود صد سال پيش، خواست همگاني مردم ايران اين بود كه ملت در سرنوشت خويش تاثيرگذار باشد و در اين راه مجلس را تاسيس كردند تا به جاي اينكه ارادههاي فردي حرف اول و آخر را بزنند، قوانين برخاسته از اراده جمع و قوانين مورد احترام آنها راهگشا و تعيين كننده اداره جامعه باشد.
وي ادامه داد: حدود 100 سال پيش اين خواست همگاني با سازمانيابي اولين مجلس قانونگذاري مشروطه و امضاي فرمان آن توسط مظفرالدين شاه جامه عمل پوشيد، هرچند با فاصله بسيار كمي از تحقق عدالتخانه و مشروطه اين خواست همگاني با كودتاي سوم اسفند 1299 ناكام ماند.
وي افزود: پس از كودتاي 1299 و حاكميت دوران 57 ساله حكومت پهلوي تمام ايدههاي مبارزان آزادي و استقلالخواهي نقش بر آب شد و اين روند تا پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام (ره) ادامه داشت، اما ايران پس از انقلاب وارد مرحله جديدي شد.
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز يادآور شد: حضرت امام(ره) با درك روشن از شرايط حاکم بر جامعه و با شناخت دقيق از تاريخ و دورنماي روشن از اهداف، وارد صحنه شد و در اين راه به عنوان يك رجل سياسي و مسلمان آشنا به تكليف، آيندهاي مطلوب براي جامعه ترسيم كرد.
وي با اشاره به وجه تمايز امام(ره) با ساير رهبران سياسي و اسلامي قبل از وي افزود: امام(ره) جامعه را بر حول دو فاكتور اساسي يعني احكام اسلامي به عنوان خط كشي كه رفتارهاي جامعه را مشخص ميكند و همچنين حضور جمهور مردم در سرنوشت خويش سامان دادند به نحوي كه در عين توجه واقعي به محتواي جامعه ايران، توجه خاصي هم به اداره اين جامعه براساس ملاكهاي اسلامي داشتند.
وي گفت: در انقلاب مشروطه و پس از آن نظام سلطنتي حفظ شد، اما از لحاظ قانوني قدرت بنا به خواست مردم كه بايد مشروط و محدود ميشد، صورت نپذيرفت. لذا آن چيزي كه امام به عنوان مرجع تقليد مطرح كرد، سازگاري انتخاب و گزينش مردم براساس منويات شرعي آنها بود. اين همان سازگاري مردسالاري با تعارف ديني ميباشد.
وزير سابق كشور اظهار كرد: موضعي كه امام(ره) در آن قرار داشت، موضع يك رهبر مذهبي است كه مردم به سخنانش اعتقاد و اطمينان دارند. لذا امام (ره) جمهوري اسلامي را بر پايه جمهوريت و اسلاميت بنا نهاد و از منظر ايشان همه لوازم و ملزوماتي كه يك نظام جمهوري داراست در جمهوري اسلامي ديده شد و اولين و مهمترين شاخصه آن، بها دادن به نقش مردم در اداره جامعه ميباشد.
اين عضو شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز افزود: در نظامي كه امام(ره) به يادگار گذاشت، خواست مردم و حضور آنها تعين کننده است و اين امر بر خلاف ديدگاههاي سطحي برخي است كه جمهوريت و اسلاميت را در تعارض هم ميبينند در حالي كه امام جمهوريت و اسلاميت را مكمل هم ميدانست.
وي به موضعگيري برخي در قبال حضور مردم در عرصه سياست اشاره و اظهار كرد: عدهاي كه متاسفانه امروز خود را به عنوان طرفداران امام(ره) هم معرفي ميكنند در گذشته عنوان ميكردند كه مساله سياست از امور شرعي ميباشد و تنها فقها حق اظهار نظر در اين باره را دارند در حالي که امام(ره) در مقابل اين سخنان موضعگيري كردند؛ زيرا باور داشتند که حضور مردم در عرصه سياسي به عنوان تكليف مطرح است.
وزير سابق كشور گفت: كساني كه پشت سر امام(ره) حركت كرده و ميكنند، جامعهاي ميخواهند كه در آن مردم نقش اساسي داشته باشند و جمهور آنها تعيين كننده اين حركت بوده و مردم بر سرنوشت خويش حاكم شوند؛ لذا اگر يك گروه خاص همه سرنوشت جامعه را در دست گيرد و بدون تكيه بر قوانين و رجوع به آراي عمومي بخواهد خواست خود را تحميل نمايد، مورد نظر امام (ره) نميباشد.
اين فعال سياسي با تاكيد بر پايداري و پاسداري جهت اجرايي شدن قانون اساسي خاطرنشان كرد: امروز پايداري و پاسداري از ميراث امام(ره) در قالب ميثاق نامهاي به نام قانون اساسي و تلاش جهت اجرايي شدن آن، وظيفه تك تك آحاد ملت ميباشد، زيرا اين قانون در اصل 6 خود اتكاي نظام را به آراي عمومي معطوف ميكند؛ لذا آن چيزي كه فراروي ماست ديده باني دقيق جامعه براي جلوگيري از لغزشها و انحرافهاست.
وي با هشدار نسبت به انحرافات احتمالي در مسير انقلاب گفت: اگر ديده باني مناسب صاحبان فكر و انديشه صورت نپذيرد، ممكن است مشكلات مشروطه تكرار شود و دوباره در مسير انحرافي قرار گيريم و از مسير انتخاب شده دور گرديم.
موسوي لاري خطاب به فعالان جنبش دانشجويي و فرهيختگان توجه آنها را به علائم و نشانههايي كه در جامعه وجود دارد، جلب كرد و خاطرنشان كرد كه سال به سال بايد عرصه تصميمگيري مردم در انتخابات به عنوان نمادي از حضور بازتر شود.
وزير سابق كشور معتقد است: نظارت استصوابي انتخاب مردم را محدود و رد صلاحيتها عناصر خدمتگزار به جامعه را از خدمت محروم ميكند و در اين صورت بايد اين مقوله را به عنوان يك زنگ خطر مورد توجه قرار دهيم.
وي تاكيد كرد: بايد بپذيريم که خرد جمعي كمتر اشتباه ميكند و بر حول محور قانونگرايي حركت كنيم. نبايد عدهاي از فرهيختگان جامعه صرفا به اتهام اينكه ما نتوانستيم صلاحيت آنها را تشخيص دهيم از گردونه رقابت خارج شوند.
موسوي لاري به بررسي صلاحيتها در انتخابات مجلس هشتم اشاره و تصريح كرد: در انتخابات مجلس هشتم تعدادي از افراد از گردونه رقابت خارج شدند در حالي كه نبايد وسيله سنجش صلاحيت افراد، يك جمع محدود چند نفر باشند؛ لذا اگر ملاكها براساس قانون قرار گيرد و افراد به مردم عرضه شوند، قطعا مردم پذيراي حركت قانون مدارانه خواهند بود.
وي گفت: خطري كه امروز احساس ميشود، ناديده انگاشتن راي مردم است، در حالي كه طبق نظر امام(ره) و قانون اساسي بدون راي مردم هيچ يك از اركان نظام نميتوانند در امور مردم تصرف كنند؛ لذا بايد ديدهباني كنيم اين اتفاق رخ ندهد و اين وظيفه بر دوش ما سنگيني ميكند.
موسوي لاري در پاسخ به سوالي خاطرنشان كرد: اصلاحطلبان معتقدند قانون اساسي از ظرفيتهاي مناسبي جهت اداره كشور برخوردار است و معتقديم در مسائلي به مشكل برخوردهايم كه از پتانسيل قانون اساسي استفاده نشده است؛ لذا يكي از اصول حركت اصلاحطلبان تاكيد و عملياتي شدن قانون اساسي استم، زيرا اين قانون ظرفيتهاي فراواني جهت عملياتي شدن خواست مردم دارد.
وي با تاكيد بر اينكه " محدود كردن حق انتخاب مردم و راي دهندگان با متن قانون اساسي در تعارض است" ادامه داد: در محدوديتها بايد به حداقلها اكتفا شود؛ زيرا در اصول اوليه قانون اساسي آزادي آحاد جامعه در انتخاب مورد تاكيد قرار گرفته است.
وي همچنين تاكيد كرد كه نبايد سلايق جاي قانون را بگيرد و به سمت سليقه محوري حركت كنيم.
وزير سابق كشور در پاسخ به سوال ديگري درباره دستاوردهاي دولت اصلاحات گفت: ما اصلاحات موزون و متوازن را در تمامي عرصهها دنبال كرديم و اين اصلاحات تك بعدي به حساب نميآيد، زيرا اصلاحات نوعي بهسازي دروني جهت رسيدن به نقطه مطلوب ميباشد؛ لذا اين نوع از اصلاحات در حد مقدور صورت پذيرفت و ثمرات شيريني هم داشت اما فراموش نكنيد با موانع گستردهاي هم همراه بود.
موسويلاري در مقايسه نوع هزينه درآمدهاي نفتي در دولت گذشته ادامه داد: در دولت اصلاحات به نفت به عنوان سرمايه بين نسلي توجه ميشد و با راهاندازي صندوق ذخيره ارزي تلاش كرديم اين سرمايه را حفظ و به سرمايه ديگري تبديل كنيم و
دولت اصلاحات درآمدهاي نفتي را صرف پركردن بازار از محصولات وارداتي نكرد. صندوق ذخيره ارزي جهت پشتيباني از كارآفريني و تكميل زيرساختها راهاندازي شد و دولت درآمدهاي مازاد نفتي را در اختيار سرمايهگذاران جهت كارآفريني اختصاص ميداد. هنگامي دولت در اختيار اصلاحطلبان قرار گرفت که قيمت نفت بشكهاي كمتر از 10 دلار بود اما امروز بشكهاي بيش از 100 دلار به فروش ميرسد و درآمدهاي نفتي افزايش يافته است. در دوران اصلاحات درآمدهاي نفتي صرف تقويت زيرساختها و تبديل به ثروت ميشد.
وي در پاسخ به سوالي درباره شكست و ناكامي اصلاحات در ايران خاطرنشان كرد: اصلاحات حركتي نيست كه از صحنه خارج شود؛ زيرا جامعه ما گرايش اصلاحطلبانه دارد و برخلاف ادعاي برخي اصلاحات شكست نخورد، زيرا در شرايطي كه عرصه براي رقابت تنگ ميشود، نميتوان شكست و يا پيروزي را ارزيابي كرد؛ لذا كساني كه ميگويند اصلاحات و اصلاح طلبان شكست خوردهاند، اجازه دهند كه عرصه رقابتي شود تا در آن زمان وضعيت هر طيف محك زده شود. زيرا در همين انتخابات اخير در حوزه هايي كه امكان رقابت وجود داشت اصلاحطلبان پيروز ميدان بودند و همين امر نشان ميدهد مردم با جريان اصلاحات همراه هستند.

ادامه عکس ها را در ادامه مطلب ببینید
ادامه مطلب
نوشته شده توسط انجمن اسلامی دانشگاه زنجان در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 ساعت 11:40 |
لینک ثابت |