انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه زنجان پس برگزاری جلسات متعدد با شورای عمومی این تشکل و سایر
اقشار دانشجویی و همچنین تحلیل شرایط کنونی کشور به این نتیجه رسید تا در انتخابات دهمین
دوره ریاست جمهوری به صورت مطالبه محور مشارکت داشته باشد و ضمن بیان مطالبات در
هر زمینه کاندیدای نزدیک به آن مطالبات را(در صورت وجود ) به مردم معرفی کند.
تحریم یا مشارکت؟
انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه زنجان بر خلاف کسانی که در این دوره از انتخابات بر موضع تحریم
پا فشاری دارند تصمیم برای رای دادن و یا ندادن را تصمیمی می داند که هر شهروند
ایرانی با سنجیدن شرایط برگزاری انتخابات و سلامت آن باید اتخاذ کند. در واقع برای
ما بحث سلامت انتخابات بحثی بسیار مهم است و نباید در هر شرایط نابرابری رای داد
زیرا این امر باعث گستاخی بیشتر اقتدارگرایان در عرصه انتخابات و تمامیت خواهی
بیشتر آنان می شود. اما اعتقاد داریم اگر
حداقل امکان تغییر موثر در کشور با مشارکت در انتخابات امکان پذیر باشد باید از
این فرصت بهره جست چرا که این روش بهتری از تحریم برای مشروعیت زدایی از اقتدارگرایان است.ما اعتقاد
داریم تحریم سال 84 نتایج خوبی داشت که مهمترین آنها پیامی بود که برای اصلاح
طلبان فرستاده شد تا مردم را همواره به انتخاب بین بد و بدتر مجبور نسازند و سطح
برنامه های خود را به مطالبات مردم نزدیک کنند. اما نتیجه بد آن تحریم مصیبتی بود
برای کشور به نام احمدی نژاد.در این چهار سال سرکوب احمدی نژاد اگرچه نهاد های
مدنی آموختند که چگونه بدون حمایت دولت به
حیات خود ادامه دهند اما چهار سال تازیانه های دولت نهم بر تن رنجور این نهادها
آنان را بی رمق تر از گذشته کرده است و در صورت تحریمی دیگر و سر کار آمدن احمدی
نژادی دیگر ممکن است حیات این نهادها با خطر جدی مواجه شود.
رویه مطالبه محور
با توجه به مطالبی
که در رابطه با تحریم گفته شد و با توجه به این نکته که فعلا انتخاب باید از بین کاندیداهایی
باشد که توانسته اند از سد شورای نگهبان بگذرند و همچنین با عنایت به این مسئله که
تا دور نهم ریاست جمهوری هیچ رئیس جمهوری
برنامه دقیقی قبل از انتخابات ارائه نداده بود تصمیم گرفتیم به همراه سایر
دانشجویان کشور دیدگاه مطالبه محور و برنامه خواه را دنبال کنیم زیرا اعتقاد داریم
تنها در صورت ارائه برنامه ای دقیق ، واقع
گرایانه و شفاف کاندیدا ی مورد نظر خواهد
توانست اهداف اصلاح طلبانه را پیش ببرد .ضمنا مطالبه محوران هیچ گاه بازی انتخابات
را نخواهند باخت زیرا حتی اگر کاندیدا ی موردنظرشان به هر دلیلی رای نیاورد آنها
از فرصت انتخابات برای بیان مطالباتشان و انتقال آن به جامعه بهره جسته اند. و
اعتقاد داریم کاندیدایی که برنامه های خود را به مطالبه محوران نزدیک تر کند و
بستری برای فعالیت آنان فراهم کند در واقع برنده واقعی انتخابات است زیرا که در
این مقطع بزرگترین خدمت را برای نیل به سوی دموکراسی انجام داده است.
چرا خاتمی از کروبی حمایت نکرد؟
سوالی که در اینجا
مطرح می شود این است که چرا خاتمی با اینکه برنامه های کروبی به تفکر اصلاح طلبی و
عقاید ایشان نزدیکتر است و در مقابل بیست سال سکوت آقای میر حسین موسوی تلاش
بیشتری برای پیشبرد اصلاحات و همچنین حمایت از جامعه مدنی در کشور نموده از کروبی حمایت نکرد و بعد از ترفندی که در بطن
ورود به انتخابات به همراه موسوی پیاده نمود، آمرانه به طرفداران خود دستور داد که
از میر حسین موسوی حمایت کنند؟! جوابی که در رابطه با این عمل خاتمی به ذهنمان می
رسد این است که ایشان می د انستند در صورت نشستن کروبی بر کرسی ریاست جمهوری با تیم
اقتصادی و مشاوران برجسته ای که در کنار خود جمع کرده و همچنین حمایت بخش گسترده
ای از مردم ایران که حامی تغییر هستند امکان دارد دولتی بسیار کارامدتر از دولت
اصلاحات خاتمی ایجاد کند و آنوقت دیگر خاتمی
نماد اصلاحات نخواهد بود. سوال دیگری که مطرح است این است که خاتمی گویا
جایگاه خود را به فراموشی سپرده است و او و طرفدارانش قصد دارند با عوامفریبی در
مقابل دولت نا کارمد احمدی نژاد خود را سمبل اصلاحات معرفی کنند در حالی که در این
چهار سال سکوت مشارکتی ها ، کروبی و تیم همراه وی در زمینه اصلاح طلبی چه در گفتار و چه در عمل بسیار موفق
تر بوده اند .(فقط کافیست بین جبهه دموکراسی خواهی که دکتر معین بعد از شکست در
انتخابات 84 قصد راه اندازی اش را داشت و حزب اعتماد ملی کروبی مقایسه ای صورت می
گیرد.) گویا خاتمی به این زودی ضعف های
دولتش را به باد فراموشی سپرده است و
فراموش کرده است که عملکرد دولت وی و تززل شخصیتی او به هنگام تصمیم گیری ها باعث عدم
رضایت مردم و سر بر آوردن احمدی نژاد شد. معلوم نیست خاتمی به چه پشتوانه ای
اینچنین پدر خوانده وار مردم را از اصلاح طلبی نهی و به اصلاح طلبی اصولگرایانه یا
به بیان بهتر اصولگرایی اصلاح طلبانه امر می کند؟
چرا موسوی نه ، کروبی آری
اگرچه کروبی
کاندیدای ایده ال ما نیست اما دلایل ترجیح وی به میرحسین موسوی در ذیل آمده است:
- کروبی علاقه مند
به خرد جمعی می باشد و اصرار به خود رای بودن ندارد که کوچکترین نمونه آن پذیرش
طرح اقتصادی توزیع سهام نفت دکتر نیلی
بود.
-اگرچه درضمانت
اجرایی شدن طرح اقتصادی کروبی به طور کامل هنوز نگرانی هایی وجود دارد اما بر این
باوریم در صورت توانایی تیم اقتصادی وی جهت پیاده سازی این طرح وحدت ملی در کشور
تقویت و خود کامگی دولت کم تر می شود وضمنا وابستگی ملت به دولت کاهش می یابد. که این خود
گام نخست برای حرکت به سوی دموکراسی است.
- کروبی مشاوران و
تیم اقتصادی برجسته ای همراه خود دارد و اعتقاد دارد که رئیس جمهور باید برای
اداره بهینه کشور در هر زمینه ای از متخصصان استفاده کند و در کار متخصصان دخالت
نکند.
-کروبی بیانیه های
متعددی صادر نموده و برای اولین بار یک رئیس جمهور اینچنین با جزئیات برنامه های
خود را ارائه داده که نتیجه ساعت ها کار گروهی و خرد جمعی است. میان برنامه و شعار باید تفاوت قائل شد ، برنامه ، طرحی
کارشناسی شده و دارای جزئیات است و شعار ، قولی است که لفظا بیان می شود و هیچ
پشتوانه ای ندارد و بیشتر به کلی گویی و فرار از بیان جزئیات شباهت دارد . میر
حسین موسوی تاکنون هیچ برنامه ای ارائه نداده است و اصول اقتصادی وی نیز شعارهایی
است که مدینه فاضله ی هر انسان محسوب می شود و دچار کلی گویی است . باقی سخنان وی نیز با عبارات "قول می دهم" و "اعتقاد
دارم" همراه است و ضمانت اجرایی برای آنها وجود ندارد و ایشان با وجود خلایی
که در برنامه ریزی برای آینده دولت خویش دارد بیشترانرژی خود را صرف نقد دولت
پیشین می کند.در آینده نیز اگر برنامه ای از سوی این کاندیدا مطرح شود ، پذیرفتن
آن دشوار است چرا که این برنامه تنها در عرض 2 یا 3 ماه تدوین شده و فاقد اصول
فکری و کارشناسی است و تضمینی برای عملی شدن آن وجود ندارد
- کروبی به فکر
استفاده از احساسات مذهبی مردم نبوده در حالی که میر حسین موسوی مذهب را برای
عوامفریبی برگزدیده است بطوریکه دستبند های سبز و پرچم های "یا زهرا"
نماد وی شده اند و اکثر طرفدارانش به خاطر موج سبز به راه افتاده از سر احساسسات
مذهبی یا به خاطر مد دنباله روی او هستند و حامیان آقای موسوی با این موج سبز به
راه افتاده و همچنین قایم نمودن میر حسین موسوی پشت خاتمی قصد دارند نگذارند مردم
و به خصوص جوانان میر حسین دهه شصت و میر حسین 88 را به خوبی بشناسند . بعد از
سالیان سال تلاش برای حرکت در راستای جنبش اصلاحی اینک اصولگرایی با لباس اصلاح
طلبی با رنگ سبز مردم را رنگ می کند و بجای عذرخواهی برای خفقان های دهه شصت و
ارائه برنامه ای دقیق برای اداره کشور موج راه می اندازد.
-کروبی توانسته نظر
مثبت بسیاری از روشنفکران ، دانشجویان ، صاحبنظران و کلیه کسانی که برای نیل به سوی دموکراسی تلاش
کرده اند را به خود جلب کند. حامیان کروبی همه از کسانی هستند که دلسوز شرایط
کشورمان بوده اند و در این زمینه هزینه های زیادی داده اند.اشخاصی همچون دكتر سروش، بابک احمدی ،عباس عبدي، ابطحي،
زيدآبادي، عبدالله مومنی ،عمادالدين باقي، مهاجراني و كديور، ...
-نفوذ و پایگاه
نسبتا خوبی در داخل نظام دارد و با قدرت بالای چانه زنی می تواند امکان تحقق حرکت
اصلاحی از پایین به بالا را فراهم می آورد .
-از لحاظ شخصی
انسانی نسبتا شجاع و مصصم در چهار چوب قانون است و در مقابل تخطی از قانون و اقتدار گرایی می ایستد که نمونه آن نامه هایش
به جنتی ، فیروز ابادی و شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه کیهان ) است. همچنین وی
با شجاعت تمام در دفاع از حقوق زندانیان جنبش دانشجوی ،زنان ، کارگران ، و سایر
اقشار جامعه و همچنین از حق دانشجویان محروم از تحصیل حمایت کرده است.وقتی همه
تخریب ها ، توهین ها و فشار ها را برای دفاع از حقوق ملت به جان می خرد بعید است در مقام رئیس جمهور که دارای اختیارات
بیشتر است دفاع از حقوق فعالان مدنی را فراموش کند.
-بر خلاف میر حسین
موسوی کابینه اش یک دست اصلاح طلب هستند و این به خودی خود باعث ایجاد تنش واختلاف
کمتر در اداره کشور می شود . و سنگ اندازی اصولگرایان در مسیر اصلاحات کمتر می شود
.جالب است طرفداران میر حسین موسوی کابینه ائتلافی وی را عامل تنش کمتر می دانند
در صورت که تنها دستاورد این کابینه ائتلافی از بین رفتن جامعه مدنی در این ائتلاف
اصلاح طلبان حکومتی با تمامیت خواهان است.
ترکیب کاندیداها
ما حضور دو اصلاح
طلب و دو اصولگرا در این انتخابات را باور نداریم و اعتقاد داریم در این انتخابات
یک اصلاح طلب (مهدی کروبی ) و سه کاندیدای اصولگرا در صحنه حاضر هستند. که از این
سه نفر آقای میر حسین موسوی برخی مواقع مواضع اصلاح طلبی اتخاذ می کند. اصرار ایشان به بازگشت به اصول گذشته ، اقداماتی مثل تشکیل شاخه بسیج در ستاد
انتخاباتی اشان و به رسمیت شناختن حضور نظامیان در انتخابات بر خلاف قانون اساسی
، پذیرفتن ریاست دانشگاه الزهرا توسط همسر
ایشان (که از جمله مشاورانشان نیز هستند) که در واقع قبول تفکیک جنسیتی در دانشگاه
کشور است ، انتخاب مشاوران از بین اصولگرایانی که تا به امروز در مقابل خواست
اصلاح طلبی ملت ایستادگی کرده اند ، سابقه نخست وزیری ایشان در دهه شصت و آن دوران
خفقان آور ، نداشتن برنامه ای دقیق و شفاف ، ایجاد موج سبز و عوامفریبی در بین
مردم و سو استفاده از احساسات مذهبی آنان همه و همه ما را به این باور می رساند که
ایشان نه اصلاح طلب بلکه اصوگرایی هستند که به اصلاح طلبان نزدیکند.
دوری از قدرت یا
حمایت از کاندیدا؟
متاسفانه برخی از
دوستان معنای لزوم دور ماندن نهادهای مدنی از قدرت را بد تعبیر کرده بودند و برخی
اقتدارگرایان نیز که مشتاق عدم مشارکت این نهادها ی مدنی و عدم تاثیر گذاری آنان
در معادلات سیاسی کشور هستند به این امر دامن زده اند. در صورتی که با توجه به
واقعیات فعلی جامعه ایران ورود انجمن های اسلامی و نهادهای مدنی به عرصه انتخابات
البته با اولویت مطالباتشان هیچ منافاتی با استقلال این مجموعه ها ندارد و در واقع
حمایت مطالبه محور آنان از احزاب و کاندیدا هایی که مطالبات آنان را می پذیرند
باعث ایجاد رابطه بین این دو و برقراری توازن بین سطح مطالبات و برنامه های احزاب
می شود و فضایی بوجود می آید تا در مسیر دموکراسی قدمی به جلو بگذاریم .مسلم بدون
چنین رابطه دو طرفه نهادهای مدنی با احزاب بر مبنای منافع اشان چنین فضایی در
جامعه بوجود نخواهد آمد. اما به محض نشستن رئیس جمهور بعدی بر کرسی ریاست جمهوری ،
ایشان لحظه ای از زیر ذره بین تیز بین
انجمن های اسلامی خارج نخواهند شد و همچون گذشته به نقد و حتی در صورت لزوم حمایت
منصفانه خواهیم پرداخت.
سخن آخر
در پایان از تمامی
دانشجویان و ملت ایران می خواهیم در صورتی که حداقل شرایط لازم برای تغییررا
مشاهده می نمایند با هر عقیده ای که دارند با
مشارکت خود و ترغیب دیگران به مشارکت مانع از بر گزیده شدن احمدی نژاد شوند
زیرا اعتقاد داریم رای ندادن در این دوره از انتخابات در واقع نوعی رای دادن به
باقی ماندن احمدی نژاد در راس قوه مجریه است.
انجمن اسلامی
دانشجویان دانشگاه زنجان
ن